خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩١ - ٤/ ٨ نامه اى تاريخى به وزير حج عربستان
آمده است: كتاب خدا و سنّت نبى خدا. كتاب خدا و سنّت من.[١]
٢. عبارت كتاب الموطأ، مرسل است، و از اين رو، امكان احتجاج با آن وجود ندارد، و بحث از وثاقت و عدم وثاقت آن، راه به جايى نمىبرد.
٣. هيچ يك از مؤلفان صحاح ششگانه، اين متن را روايت نكردهاند، در حالى كه عبارت «كتاب خدا و عترتم»، در كتابهايى مانند: صحيح مسلم، و سنن ترمذى و نسايى و دارمى و مسند احمد بن حنبل آمده است.
٤. مؤلف كتاب المستدرك على الصحيحين، اين عبارت را به دو شكل آورده است: روايت اوّلى را از ابن عباس و دومى را از ابوهريره، و دومى را گواه اوّلى آورده است؛ چرا كه سند حديث دومى بر اساس ديدگاههاى بخارى درست و صحيح نيست، به همين رو آن را شاهد روايت اوّل آورده است. در اين سند، از صالح بن موسى طلحى ياد شده، كه از رجال بخارى و مسلم نيست، و رجالشناسان اهل سنّت، او را تضعيف كردهاند و در بارهاش همان طور كه در تهذيب التهذيب آمده گفتهاند: او شخص قابل اعتماد و ثقهاى نيست. به رغم خوب بودن خودش، احاديثش ضعيف اند. اخبار مُنكَر از افراد ثقه زياد نقل كرده است. حديث وى غير قابل نوشتن است، ضعيف است، مورد اعتنا نيست، به احاديث وى عمل نمىشود، و روايات مُنكَر را نقل مىكند ....[٢]
در سند اين روايت، همچنين اسماعيل بن ابى اويس است كه در ضعف، مثل صالح بن موسى است؛ چون اكثر رجالشناسان، او را تضعيف كردهاند.[٣] ابن معين گفته است: او و پدرش ضعيف و دزد حديث اند. و نيز گفته: او آدم پريشانعقل و دروغگويى است و قابل اعتنا نيست. نَسايى گفته: او ضعيف است و ثقه نيست.
[١]. المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ١٧١ و ١٧٢، ح ٣١٩؛ السنن الكبرى، ج ١٠، ص ١٩٥، ح ٢٠٣٣٦؛ سنن الدار قطنى، ج ٤، ص ١٥٩.
[٢]. تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٧.
[٣]. تنها مسلم در صحيحش از او روايت كرده است.