خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٤ - ٣/ ٩ مهلت گرفتن از عزرائيل
٣/ ٩ مهلت گرفتن از عزرائيل
فاضل ارجمند، جناب حجة الاسلام و المسلمين سيد على اكبر اجاقنژاد[١] در تاريخ ٧/ ١٢/ ١٣٧٩ در مكه خاطره شگفتانگيزى از مادر شهيد سهراب (التفات) برنجى نقل و بعداً متن مكتوب آن را ارائه كرد:
اينجانب در فاصله سالهاى ١٣٥٩ تا ١٣٦١ به مدت سه سال به عنوان امام جمعه در شهرستان آستارا اقامت داشتم. در سال ١٣٦٠ و در بحبوحه جنگ تحميلى و روزهاى سنگين دفاع مقدس يكى از اهالى بخش لوندويل (پانزده كيلومترى شهرستان آستارا) به نام سهراب (التفات) برنجى كه به دليل ديانت و اعتقاد قلبىاش با بنده نيز مراوده داشت، به اينجانب مراجعه كرد و اظهار داشت كه مىخواهد به جبهههاى دفاع مقدس اعزام شود.
او متأهل بود و پنج فرزند داشت (چهار دختر و يك پسر). افزون بر آن سرپرستى مادر پير خود را نيز عهدهدار بود. وقتى از جزئيات زندگى او سؤال كردم، معلوم شد كه فرزند ارشد او دخترى دوازده ساله است و فرزند كوچكش تنها بيست روز عمر دارد. كشاورز بود و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عنوان راننده در جهاد سازندگى آستارا مشغول فعاليت شده بود و وضعيت مادى نابسامانى داشت.
[١]. نماينده مقام معظّم رهبرى در جمهورى آذربايجان.