حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ٣/ ١١ برخى از دعاهاى عيسى بن مريم ٧
اوست پادشاهى و براى اوست سپاس. زنده مىكند و مىميراند و او خود زنده ناميراست. خير و خوبى همه در دست اوست و او بر هر چيزى تواناست.
دعاى پنجم: خدا مرا بس است و كافى. خدا دعاى كسى را كه بخواندش مىشنود. آن سوىِ خدا پايانى نيست. گواهى مىدهم براى خدا به آنچه كه دعوت كرد و اين كه او به راستى بيزار است از هر كه بيزارى بجويد، و اين كه انجام و آغاز [آخرت و دنيا] از آنِ اوست.
١١٣. امام صادق عليه السلام- به نقل از پدرانش عليهم السلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله-: چون يهود جمع شدند تا به خيال خود، عيسى عليه السلام را به قتل برسانند، جبرائيل عليه السلام نزد عيسى عليه السلام آمد و او را زير بال خود گرفت. عيسى عليه السلام نگاه كرد، ديد بر بال جبرائيل نوشته است: «خدايا! تو را مىخوانم به نامَت: يگانه و شكستناپذير. خدايا! تو را مىخوانم به نامت:
بىنياز. خدايا! تو را مىخوانم به نامت: بزرگ و تَك. خدايا! تو را مىخوانم به نامت: كبير و والا كه همه اركان تو را استوار كرده است، كه مرا از اين گرفتارى كه بام و شام در آنم، نجات دهى».
چون عيسى عليه السلام اين دعا را خواند، خداى بلندمرتبه به جبرائيل عليه السلام وحى فرمود كه: «او را نزد من فراز آر».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، سپس فرمود: اى پسران عبد المطّلب! از پروردگارتان با اين كلمات بخواهيد؛ زيرا سوگند به آن كه جانم در دست اوست، هيچ بندهاى، اين دعا را با نيّت خالص نخواند، مگر اين كه عرش برايش به لرزه درآمد، و مگر اين كه خداوند به فرشتگانش فرمود: گواه باشيد كه من به واسطه اين كلمات، دعاى او را مستجاب نمودم و خواستهاش را در دنيا و آخرتش به او عطا كردم.
١١٤. البداية و النهاية- به نقل از ابو هريره-: عيسى بن مريم عليه السلام پس از آن كه خداوند زبان او را در نوزادى به آن سخنانى كه گفت، گويا كرد، به تمجيد خداوند پرداخت، چنان تمجيدى كه گوشها مانند آن نشنيده بود. او در تمجيد خود از خورشيد و ماه و كوه و رود و چشمه ياد كرد و فرمود: «بار خدايا! تو با آن كه بالايى، نزديك هستى، و با آن كه نزديكى، در اوج بلندايى. بالادست همه آفريدگان خود هستى.
تو آنى كه با كلماتت، هفت طبقه آسمان را در هوا آفريدى