حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥ - ٦/ ٥ مَثَل كسى كه حكمت را به نا اهل مى سپارد
طبيب درمانگر باشد كه اگر جايى براى دوايش ديد [مداوا مىكند] و گرنه خوددارى مىنمايد.
٣٦٤. عيسى بن مريم عليه السلام: براى حكمت، اهلى است؛ پس اگر آن را به نااهلش بياموزى، تباهش ساختهاى، و اگر از اهلش هم دريغ نمايى، تباهش ساختهاى. مانند طبيب باش كه دارو را آن جا كه بايد به كار مىبَرد.
٣٦٥. عيسى بن مريم عليه السلام: اى گروه حواريان! مرواريد را به خوك مسپاريد؛ زيرا كه خوك با آن كارى نمىكند. حكمت را نيز به كسى كه خواهانش نيست، مدهيد.
حكمت، از مرواريد بهتر است، و آن كه خواهانش نيست، از خوك بدتر است.
٣٦٦. عيسى بن مريم عليه السلام: جواهر را در گردن خوك مياويزيد.
٣٦٧. عيسى بن مريم عليه السلام: دُر را در پاى خوكان نريزيد.[١]
٣٦٨. عيسى بن مريم عليه السلام: همه مردم ستارگان را مىبينند؛ امّا تنها آن كس با آنها راهيابى مىكند كه مسيرها و جايگاههاى ستارگان را بشناسد. همچنين همه شما حكمت مىآموزيد؛ ليك از ميان شما تنها كسى بدان راه مىيابد كه آن را به كار بندد.
[١]. اى بسا حكيم ناصر خسرو قباديانى، مضمون اين بيت خود را از همين كلام گرفته باشد:
| من آنم كه در پاى خوكان نريزم | مر اين قيمتى دُرّ لفظ درى را. | |