حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - ٣/ ١٠ دعا
مستجاب مىشد. يك بار يكى از آنان چهل شب در عبادت كوشيد و سپس دعا كرد؛ امّا دعايش مستجاب نشد. از اين حال خود، به نزد عيسى بن مريم عليه السلام شكايت بُرد و از او خواست برايش دعا كند. عيسى وضو گرفت و نماز گزارد و سپس دعا كرد. خداوند به او وحى فرمود كه: اى عيسى! اين بندهام از غير درى كه از آن بايد وارد شود، نزد من آمد. او در حالى به درگاهم دعا كرد كه نسبت به تو در دلش ترديدى داشت. پس اگر چندان مرا بخواند كه گردنش قطع شود و انگشتانش بريزد، جوابش را نخواهم داد.
عيسى عليه السلام رو به آن مرد كرد و فرمود: «تو در حالى خدايت را مىخوانى كه در دلت نسبت به پيامبر او مردّدى؟»
مرد گفت: اى روح و كلمه خدا! به خدا، چنان است كه گفتى. پس، از خدا بخواه كه آن ترديد را از من ببَرد.
عيسى عليه السلام برايش دعا كرد و خداوند توبه آن مرد را پذيرفت و مانند يكى از خاندانش شد.
ما خاندان نيز اين گونهايم. خداوند، عمل بندهاى را كه در [حقّانيت] ما ترديد داشته باشد، نمىپذيرد.
١١٠. كتاب الزهد- به نقل از خالد حذّاء-: وقتى عيسى بن مريم عليه السلام فرستادگانش را مىفرستاد تا مردگان را زنده كنند، به آنها مىفرمود: چنين و چنان بگوييد، پس هر گاه لرزه و اشكى در خود يافتيد، در چنين حالتى دعا كنيد.
١١١. عيسى بن مريم عليه السلام: كدام يك از شماست كه فرزندش از او نانى بخواهد و او سنگى به دستش دهد؟ و از او روپوشى بخواهد و او مارى به دستش دهد؟ حال، وقتى شما بدكرداران مىدانيد كه بايد چيزهاى خوب به فرزندانتان بدهيد، خداوندتان سزاوارتر است چيزهاى خوب را به كسى كه از او بخواهد، بدهد.
ر. ك: ص ٨٣/ برخى از دعاهاى عيسسى بن مريم عليه السلام و ص ٢٦٣/ زارى در دعا.