حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧ - پيش گفتار
پيشگفتار
«وَ لَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ.
و هنگامى كه عيسى دلايل روشن آورد، گفت:
به راستى من براى شما حكمت آوردهام».[١]
واژه «حكمت» در لغت، از ريشه «حُكم» گرفته شده است و «حُكم» به معناى «منع» است؛ زيرا حُكم و داورىِ عادلانه، مانع ظلم مىشود. دهنه اسب و ديگر چارپايان نيز در عربى، «حَكَمة» ناميده مىشود؛ چرا كه مهاركننده حيوان است و علم، در عربى، «حكمت» ناميده شده است؛ چرا كه از جهلِ عالِم، جلوگيرى مىكند.[٢]
همچنين بر هر چيز نفوذناپذيرى، صفت «مُحكَم» اطلاق مىگردد.[٣]
آلوسى در تفسير روح المعانى، در تبيين واژه «حكمت»، از كتاب البحر جاحظ، چنين نقل مىكند:
دانشمندان، در معناى اين كلمه، بيست و نُه قول دارند كه برخى از آنها به هم نزديك اند. پارهاى از عالمان، بيشترِ اين معانى را اصطلاحى مىدانند كه قائل به آنها، به مصداق مهمّ «حكمت» بسنده كرده و همان را در معناى آن آورده است، وگرنه در اصل، «حكمت» از مصدر «احكام» است كه به معناى استوارى در علم و گفتار و كردار يا همه اينهاست.[٤]
[١]. زخرف: آيه ٦٣.
[٢]. ر. ك: معجم مقاييس اللّغة: مادّه« حكم».
[٣]. در الصحاح( ج ٥ ص ١٩٠٢) آمده است:« أحكَمتُ شَيئاً فَاحكِمَ» چيزى را استوار كردم و آن هم استوار شد؛ يعنى پابرجا و محكم شد.
[٤]. روح المعانى: ج ٣ ص ٤١.