حكمت نامه عيسى بن مريم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣ - ٧/ ٧٢ ويژگى هاى سَرور پيامبران
فرمود: «او محمّد است كه فرستاده خدا به سوى همه جهانيان است. از همه آنها مقامش به من نزديكتر است، و شفاعتش پذيرفتهتر. خوشا به حال آن پيامبر! و خوشا به حال امّت او اگر به راه و روش او مرا ديدار كنند! همه زمينيان، او را مىستايند، و آسمانيان برايش آمرزش مىطلبند. درستكار است و خجسته. پاك است و عطرآگين.
بهترين آيندگان در نزد من است. در آخر الزمان است. هرگاه ظهور كند، آسمان سَرِ مَشكهايش را شُل مىكند[١]
و زمين، گلهاى خود را مىرويانَد، تا مردمان بركت ببينند، و بر هر چه دست نهد، آن را برايشان بابركت مىسازم. پُر همسر و كمفرزند است. در مكّه، جايگاه بنيادگذارى [كعبه از سوى] ابراهيم، سكونت دارد.
اى عيسى! دين او [دين فطرت و] يكتاپرستى است، و قبلهاش مكّه[٢]
. در حزب من است و من با اويم. خوشا به حال او! خوشا به حال او! او راست كوثر و بالاترين مقام در بهشتهاى جاويدان. در نهايت ارجمندى زندگى مىكند، و شهيد از دنيا مىرود. برايش حوضى است از باده سر به مُهر و پنهاورتر از [فاصله] مكّه تا طلوعگاه خورشيد كه در آن به شمار اختران آسمان، پيمانه است و به شمار ريگهاى زمين، پياله. گوارايىِ هر نوشيدنى، و طعم همه ميوههاى بهشتى در آن هست. هر كس نوشى از آن بنوشد، ديگر هرگز تشنه نمىشود. اين عطاى من به اوست، و امتياز من به او. پس از روزگارى كه پيامبرى نيايد، از پىِ تو برانگيخته مىشود. نهانش با آشكارش يكى است و گفتارش با كردارش. به مردم هيچ فرمانى نمىدهد مگر آنچه را كه خود پيش از آنان انجامش دهد.
دينش جهاد است در دشوارى و آسانى. كشورها فرمانبردار او مىشوند، و فرمانرواروم، مطيع او مىگردد. بر كيش ابراهيم است. هنگام خوردن بسم اللَّه مىگويد، و به همگان سلام مىكند، و شبهنگام كه مردم خفتهاند، او نماز مىگزارد. روزى پنج بار نماز دارد. به نماز فرا مىخواند همچون فرا خواندن لشكريان با شعار. [نمازش را] با تكبير آغاز مىكند و با سلام به پايان مىبَرَد. دو پايش را در نماز جفت مىكند آنسان كه فرشتگان پاهايشان را جفت مىكنند. دل و سرش را براى من خاشع مىكند. نور در سينه اوست، و حق بر زبانش. او بر حق است هر جا كه باشد، يتيم است و برههاى از روزگارش را در بلا تكليفى از آنچه برايش اراده شده است به سر مىبَرَد.
[١]. واژه« عزالى»- كه در متن عربى حديث آمده-، جمع عزلاء، به معناى دهانه مشك است و كنايه ازبارش بىمضايقه باران و نزولات آسمانى.
[٢]. در متن حديث، واژه« يمانى» آمده است و ترجمه با توجه به متن بحار الأنوار و الأمالى صدوق كه واژه« مكّه» دارد، آمده است( م).