علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٤ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
ـ و در تصويري ديگر، «عزّت» را دائماً در اضطراب و تشويش ميبينيم تا اين كه پا به سرايي ميگذارد كه ساكنانش چشم طمع به دست مردم ندارند، در اينجاست كه بار سفر مينهد و آرام و قرار ميگيرد.[١]
ـ و «بخل» در قالب شخصي زشت و كريه المنظر به نمايش درآمده كه هر انساني از ديدن آن احساس تنفّر ميكند.[٢]
ـ و «حسد» را در لباس جنايتكاري مشاهده ميكنيم كه نخست از صاحبش انتقام ميگيرد![٣]
ـ و «صبر» را در چهره پيكارگري مشاهده ميكنيم كه به مبارزه با سختيها رفته و آنها را از پا در ميآورد.[٤]
٣. تشخيص جمادات
ـ «قبر» در نقش موجودي زنده به تصوير درآمده كه هر روز زبان به سخن ميگشايد و پرده از رازهاي دروني خود بر ميدارد.[٥]
ـ و در صحنهاي ديگر، «قبر» را در نقش دامادي مشاهده ميكنيم كه پيكر نيكان را عروس وار در بر ميكشد و آنان را از آلام دنيا ميرهاند.[٦]
ـ و در تصويري بديع و جذّاب، «قلم» در نقش انساني به نمايش درآمده كه داراي عواطف بشري است و ميخندد و ميگريد.[٧]
٤. تشخيص موضوعاتي گوناگون
ـ «دنيا» را در تصويري شگفت، همچون انساني مشاهده ميكنيم كه سَرش كبر و چشمش حرص و گوشش طمع و زبانش ريا و دستش شهوت و پايش عُجب و قلبش غفلت است.[٨]
[١]. علي٧: صدر العاقل صندوق سرّه؛ سينه عاقل صندوق راز اوست. (بحارالانوار، ج٧٢، ص٧١؛ غررالحكم، ج٤، ص٢١٥)
[٢]. علي٧: من ركب جدّه قهر ضدّه؛ هر كه بر اسب كوشش سوار شود دشمنش را مقهور گرداند. (شرح غررالحكم، ج٢، ص٦٣٠)
[٣]. علي٧: اللسان معيارٌ أطاشه الجهل و أرجحه العقل؛ زبان كفه ترازويي است كه ناداني آن را سبك و عقل آن را سنگين سازد. (تحف العقول، ص٢٠٧)
[٤]. علي٧: اللسان كلبٌ عقور أن خليته عقر؛ زبان سگ هاري است كه اگر رهايش كني گاز ميگيرد. (ارشاد القلوب، ج١، ص١٠٣؛ الاختصاص، ص٢٢٩؛ وسائل الشيعة، ج١٢، ص١٩٢؛ بحارالانوار، ج٦٨، ص٢٨٧)
[٥]. علي٧: الكتب بساتين العلماء؛ كتابها باغهاي علماست. (شرح غررالحكم، ج١، ص٢٤٥)
[٦]. علي٧: انفذ السهام دعوة المظلوم؛ نافذترين تيرها دعاي مظلوم است. (شرح غررالحكم، ج٢، ص٣٩٥)
[٧]. فرهنگ بزرگ سخن، ج٣، ص١٦٢٣.
[٨]. الصورة الفنیة فی التراث النقدی و البلاغی عند العرب، ص٢٦٨.