علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٨ - نارسايى روايات حرمت نسيانِ پس از حفظ قرآن
همين طور روايت عبد الرزاق:
من تعلّم القرآن ثمّ نسيه بغير عذر حطّ عنه بكلّ آية درجة و جاء مخصوماً.[١]
عبارت «نسيه بغير عذر حطّ عنه بكلّ آية درجة» حاكى از كراهت نسيان بدون عذر و حرمان از نيل به منازلى است كه در صورت حفظ، بدانها مىرسيد. عبارت «جاء مخصوماً» نيز اعمّ از حرمت و كراهت است؛ زيرا نتيجه تابع اخسّ مقدّمات خواهد بود.
حديث سوم
از رسول الله٦ روايت نقل شده است:
ما من أمير عشرة إلّا أتى الله ـ عزوجل ـ مغلولاً يوم القيامة، لايطلِقه إلّا العدل، و ما من أحد يتعلّم القرآن ثمّ نسيه، إلّا لقي الله ـ عزوجل ـ أجذم.[٢]
اصل اين روايت نيز ـ كه در مصادر اهل سنّت آمده ـ سندش ضعيف است؛ زيرا هم ارسال دارد[٣] و هم وثاقت تمام رجال اسانيد آن حاصل نيست[٤]. اين روايت نيز از مآخذ اهل سنّت، به برخى مصادر شيعى،[٥] به صورت مرفوع، وارد شده است. پس حديث در تمام مصادر مرسل است.
با اندكى تأمّل نمايان مىشود كه اين روايت نيز نقل به معناى همان روايات قبل است؛ چنان كه در ذيل حديث چهارم نيز بيان خواهد شد؛ بنا بر اين، پاسخهاى دلالى احاديث قبل و بعد برايش كافى است.
حديث چهارم
از رسول الله٦ روايت نمودند كه فرمود:
[١].المصنف، ج٣، ص٣٦٠، ح٥٩٧٠، (عن الثوري عن عبد الكريم أبي أمية عن طلق بن حبيب).
[٢]. مسند احمد، ج٥، ص٢٨٤، اسناد حديث: حدثنا عبد الله حدثني أبي، ثنا محمد بن جعفر، ثنا شعبة، عن زيد بن أبي زياد، عن عيسى، عن رجل، عن سعد بن عبادة؛ نيز ر.ك: مسند احمد، ج٥، ص٢٨٥، ٣٢٣، ٣٢٧؛ سنن الدارمي، ج٢، ص٤٣٧؛ سنن أبي داود، ج١، ص٣٣١.
[٣]. زيرا گرچه درمسند احمد، ج٥، ص٢٨٥، ج٥، ص٣٢٣، ٣٢٧، و در سنن أبي داود، ج١، ص٣٣١. اين حديث با اسانيد متفاوت آمده، ليكن «يزيد ابن أبي زياد عن عيسى بن فائد عن رجل» در تمام آنها مشترك است؛ جز دو مورد اخير كه «عن رجل» ندارد؛ ولى به قرينه اسانيد مذكور در موارد قبلى و نيز وجود «عن رجل» در اسناد سنن الدارمى، اين عبارت در دو مورد اخير سقط شده است؛ زيرا معقول نيست كه «عيسى بن فائد» با وجود سماع بدون واسطه حديث از سعد بن عبادة» يك بار حديث را با واسطه و يك بار هم بدون واسطه نقل كرده باشد و اگر كسى احتمال سقط را نپذيرد، «عيسى بن فائد غير از مجهوليت متّهم به تدليس هم خواهد شد. نتيجه، اين كه ارسال سند صفت مشترك همه اين اسانيد است.
[٤]. عيسى بن فائد مجهول است (ر.ك: ابن حجر در تقريب التهذيب، ج١، ص٧٧٤ و تهذيب التهذيب، ج٨، ص٢٠٣) به علاوه، او سماعى از سعد بن عبادة و بلكه از هيچ صحتبى نداشته (همان و نيز ر.ك: شيخ الاسلام رازى در الجرح و التعديل، ج٦، ص٢٨٦ و الذهبي در معجم من له رواية في الكتب الستّة، ج٢، ص١١٢). به علاوه، اساساً سماع و نقل تنها يك حديث از سوى عيسى بن فائد، خواه باواسطه و خواه بىواسطه، از «سعد بن عبادة»! بدون سماع و نقل حديثى از هيچ كس ديگر از صحابه امر عجيبى است؛ زيرا سعد بن عبادة در آغاز خلافت ابوبكر توسّط دستان ناپاك و متّهمى شبانه كشته مىشود و «قتيل الجنّ» نام مىگيرد و از قدماى صحابه شمرده مىشود؛ يعنى پس از وى چند دهه، بلكه نزديك يك قرن صحابيانى مىزيند.
[٥]. ر.ك: الأمالي للسيد المرتضي، ج١، ص٦ به صورت مرسل؛ المجازات النبوية للشريف الرضي، ص٢٤٤ ـ ٢٤٧، ح١٩٧، به صورت مرسل از كتاب غريب الحديث ابو عبيد القاسم بن سلاّم؛ مستدرك الوسائل، ج٤، ص٢٦٣، ب١١ از ابواب قراءة القرآن.