علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٠ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
عدم شفافيت معناي غلو، ابهاماتي را نيز در اين زمينه در علم رجال به وجود آورده است؛ چرا كه با مراجعه به موسوعههای رجالي شيعه به نام بسياري از افراد بر ميخوريم كه متهم به غلو شدهاند و مشخص نبودن معناي غلو، باعث ميشود كه قضاوت در مورد راوي و تأييد يا رد روايات متهم به غلو، با مشكلاتي مواجه گردد. نكتهاي كه دربارة فرقه غلات در مقايسه با ساير فرق قابل طرح است، آن است كه شايد نتوان هيچ فرد يا گروهي را يافت كه خودش را متعلق به اين جريان بداند. منفي بودن چنين جرياني، هيچ كس را مشتاق نخواهد كرد تا خود را به اين جريان منتسب كند. اين امر، دربارة ساير فرقهها بدين گونه نيست؛ چنانكه ما صدها فرقه به نامهاي افراد مختلف داريم كه هر يك از آنها، ادعاي صحيح بودن مرام خود را سر دادهاند.
اهميت شناخت معناي غلو در علم رجال، از اين جهت است كه نقش اين اتهام، ارتباط مستقيمي با روايات نقل شده از سوي اين افراد دارد و تكليف ما را در رد يا قبول اين گونه روايات مشخص ميكند، ولي از آنجايي كه در معنا و درجات غلو، اختلافات جدي وجود دارد به ناچار، اين سردرگمي، علوم ديگر شيعي مانند عقايد و فقه را هم تحت تأثير قرار ميدهد؛ چرا كه افراد متهم به غلو در سلسله اسناد بسياري از روايات عقيدتي فقهي قرار دارند كه با روشن نشدن وضع آنان، آن روايات نيز بلاتكليف ميماند؛ مگر اينكه از جاي ديگر دليل قاطع، بر رد يا تأييد آن روايات بيابيم.
براي روشن شدن شدت اختلاف در مفهوم غلو خوب است به نمونه بارز آن در مسأله «سهو النبي» اشارهاي داشته باشيم. در قرن چهارم، اختلافي اساسي ميان گروههايي از شيعه در اين مورد به وجود آمد؛ چرا كه علما و بزرگان مكتب قم، همانند شيخ صدوق از يك سو، منكر بسياري از صفات عالي و نيز كرامات پيامبر٦ و ائمه: شدند و بالاتر، آنكه معتقدان به آن صفات و كرامات را به غلو متهم كردند. نقطه اوج اين اختلاف در مسأله سهو النبي بود؛ زيرا قميها معتقد بودند كه پيامبر٦ عصمت از سهو ندارد و براي آن حضرت مسأله سهو و فراموشي در حال نماز اتفاق افتاده است. استاد شيخ صدوق، يعني ابوجعفر محمد بن حسن بن وليد ميگفت:
اولين درجه غلو، آن است كه شخص معتقد به رخ ندادن سهو براي پيامبر اكرم٦ باشد.[١]
از طرف ديگر، علماي شيعي بغداد، مثل شيخ مفيد، سهو را براي پيامبر جايز نميدانستند و نيز صفات و فضايل بسياري براي ائمه: ثابت ميكردند كه قميها آن را انكار ميكردند و طرف مقابل خود، يعني قميها را متهم به تقصير و كوتاهي در معرفت پيامبر٦ و ائمه: ميدانستند. از اين رو، شيخ مفيد درباره گفتاري كه از استاد شيخ صدوق نقل شد، گفته است:
اگر اين نقل قول او صحيح باشد، او مقصر است.[٢]
با مطالعه كتب ملل و نحل، ملاحظه ميشود كه غلو، طيف وسيعي از اعتقادات و اخلاقيات و اعمال را در بر ميگيرد كه در نحلهها و مذاهب مختلف پراكندهاند و حتي ممكن است در نحلهها و مذاهبي كه به
[١]. اعتقادات الاماميه، ص ٩٣ - ٩٤.
[٢]. صيانة القرآن عن التحريف، ص١١١.