علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٩ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
ناشناخته بماند و نيز دهها تهمت ناروا از جمله تهمت تحريف قرآن را به شيعيان راستين نسبت دهند، خلط و عدم تفكيك ميان عقايد و فرهنگ برخي از فرقههاي ضاله و منقرض شدهاي است كه به علل مختلف از اصل مذهب شيعه جدا شده و نغمه ديگري سر دادهاند.[١]
از زاويه و ديد لغتشناسي، واژه «غلو» كلمهاي عربي و بر وزن «فُعول» (مصدر از غَلي يَغلُو) است. مترادف فارسي آن را، در يك عبارت ميتوان خلاصه كرد و آن عبارت است از تجاوز از حد و حدود هر چيز. از همين روست كه وقتي قيمت كالايي در بازار، از حد معمول خود فراتر رود، براي آن تعبير «غال» را به كار ميبرند. جوشيدن مايع نيز كه حكايت از نوعي نگنجيدن مايع در حد و حدود ظرف دارد، در زبان عربي با واژه «غليان» از آن ياد ميشود.[٢]
بديهي است كه در انتقال واژه «غلو» به محيطي خارج از حوزه لغتشناسي، بايد معناي آن را، متناسب با حوزه مقصد، باز كاوي كرد. در موضوع مورد بحث ما، يعني علم فرقهشناسي و يا در كتب ملل و نحل، مفهوم جالب توجهي از اين واژه به دست ميآيد؛ به طوري كه ميتوان گفت هر گاه اين كلمه و مشتقات آن ـ كه در مورد معتقدات ديني و مذهبي به كار رود ـ به اين معناست كه انسان، چيزي را كه به آن اعتقاد دارد، از حد عادي خود بسيار فراتر برده است.
اين لغت، با وجود عموميت مفهومي آن در علم فرقهشناسي، مفهوم بسيار ويژهتري پيدا كرده است و از هر جهت ويژه شده است؛ بدين ترتيب كه اولاً، غلو، مخصوص به اهل بيت: شده و ثانياً، كيفيت غلو را به حد نبوت يا خدايي رساندن آنان، تعبير كردهاند. از اين رو، هر گاه واژه غلات در علم فرقهشناسي و در كتب ملل و نحل، بدون قرينه به كار رود، منظور از آن افراد يا فرقههايي هستند كه به خدايي امامان شيعه يا حلول روح خدايي در آنان اعتقاد داشتهاند[٣] كه البته به طور طبيعي، مصداقي جز غلات منتسب به شيعه پيدا نميكنند.
تذكر اين نكته نيز لازم است كه از ديدگاه شيعه، غلات، فقط با الوهيت قايل شدن براي اشخاص يا ادعاي نبوت براي كساني كه پيامبر نيستند، از فرقههاي اسلامي خارج ميشوند و نميتوان آنها را مسلمان ناميد؛ اما به هر حال، واقعيتها و گزارشهاي تاريخي ما را بر آن ميدارد كه از آنها، حداقل با عنوان غلات منتسب به شيعه ياد كنيم.
نكته ديگر، آنكه با وجود تعاريف ارائه شده از اين واژه، ميتوان ادعا كرد كه «غلو» به عنوان يك جريان مشخص و با حدود و ثغور معين در فرهنگ شيعي، قابل اثبات نيست و متأسفانه در تفسير اين كلمه و مصاديق آن، از دير باز، اختلافات جدي وجود داشته است تا جايي كه مرحوم آيةالله خويي ميفرمايد:
غلو داراي درجاتي است و ممكن است شخصي كه داراي درجه پاييني از غلو است، اشخاص داراي غلو در درجه بالا را از غلات بداند و آنها را لعنت كند.[٤]
[١]. الآلي المصنوعه، ج١، ص١٧٠؛ تاريخ بغداد، ج٧، ص٤٣٣؛ الموضوعات، ج١، ص٣٤٨، ٣٤٩.
[٢]. تاريخ البغداد، ج١٤ص١٠٢؛ حلية الاولياء، ج١، ص٦٦.
[٣] دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن وحدیث دانشگاه تربیت مدرس.
[٤]. البيان في تفسير القرآن، ص٢٠٧ - ٢٢٠.