علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٧ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
احاديث رسيده از اهل بيت: (مانند حديث ثقلين)، گواه روشني بر عدم امكان وقوع تحريف در قرآن است.[١]
علماي شيعه، احتمال تحريف در كتاب خدا را مردود ميشمارند؛ چنانكه محدث بزرگ شيخ صدوق (م ٣٨١ ق) مينويسد:
اعتقاد ما اين است؛ قرآني كه خداوند متعال بر پيامبرش حضرت محمد٦ نازل فرمود، همان است كه در يك مجلد و در دسترس همه مردم قرار دارد و هرگز بيش از آن نبوده است و طبق مشهور، ١١٤ سوره دارد و هركس به ما نسبت دهد كه ما ميگوييم قرآن بيش از اين است، به يقين دروغگوست.[٢]
با وجود دلايل گويا و روشن بر عدم تحريف قرآن، نظريه تحريف در ميان شيعيان در دورههاي اخير مطرح شد. نخستين كسي كه در اين زمينه كتاب نوشت و مسأله تحريف را مطرح نمود، سيد نعمتالله جزايري (١٠٥٠ - ١١١٢ق) در كتاب خود به نام منبع الحياة است. پس از او نيز، فرد سرشناسي از اين گروه، يعني محدث نوري (١٢٥٤ - ١٣٢٠ق) كتاب فصل الخطاب في اثبات تحريف كتاب رب الارباب را نوشت.[٣]
وي اين كتاب را در سه مقدمه، دوازده فصل و يك خاتمه تنظيم نموده و همه دوازده فصل را به عنوان دلايل اثبات تحريف قرآن عرضه كرده است. به پندار نويسنده آنچه او را بر اين كار واداشت، اين بود كه مخالفان، فضيلتهاي اهلبيت و عيوب دشمنانشان را از قرآن زدودهاند.[٤]
روايات تحريف، عمده و اصليترين دليل كساني است كه سعي در متهم كردن شيعه به پذيرش باور تحريف قرآن دارند. از نظر مدعيان تحريف، اينگونه روايات ـ كه مجموعهاي از روايات پراكنده در منابع مختلف است ـ به صورت عام و يا به صورت خاص و با تصريح به موضوع تحريف، به تحريف قرآن دلالت دارند.
تعداد اين روايات به گونهاي است كه علامه مجلسي; در شرح روايتي از اين مجموعه روايات، اينگونه مينويسد:
فالخبر صحيح و لا يخفي ان هذا الخبر و كثيراً من الاخبار الصحيحة صريحة في نقص القرآن و تغييره و عندي ان الاخبار في هذا الباب متواترة معناً و طرح جميعها يوجب رفع الاعتماد عن الاخبار رأساً؛[٥]
اين حديث، صحيح است و مخفي نماند كه اين حديث و بسياري از احاديث صحيح ديگر دلالت صريح بر نقص و تغيير قرآن دارند و در نزد من، احاديث اين باب، تواتر معنوي دارد و وانهادن آنها، موجب سلب اعتماد از تمامي روايات ميشود.
[١]. مسند ابنحنبل، ج١، ص١٥٣، ١٥٨، ١٦٠؛ سنن الترمذی، ح٣٥٠٤؛ مجمع الزوائد، ج١٠، ص١٢٩؛ کنزالعمال، ح٢٠٨٤-٣٩٥٩-٣٤٧٣-٤٩٧٩-٤٩٩٤.
[٢]. کنزالعمال، ج٦، ص١٥٥؛ حلیة الاولیاء، ج١، ص٨٦؛ الکوکب الدریّ، ص١١١؛ مجمع الزوائد، ج٩، ص١٦١.
[٣]. مجمع الزوائد، ج٩، ص١٨٢.
[٤]. المناقب خوارزمي، ص٢٠٦؛ مقام الامام اميرالمؤمنين، ص١١.
[٥]. الآلي المصنوعه، ج١ص١٨٩؛ تنزيه الشريعة، ج١، ص٣٦٠؛ كنزالعمال، ح٣٣٠١٣؛ تاريخ بغداد، ج٢، ص٨٦.