علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٦ - تحلیل و بررسی روایات سهوالنبی
پيشين شیعه شیخ صدوق[١] (م٣٨١ ق) و استادش محمد بن حسن بن احمد بن ولید (م٣٤٣ ق) و پس از ايشان مرحوم طبرسی، صاحب مجمع البیان[٢] (م٥٤٨ ق) و در عصر حاضر نيز، آیةالله شیخ محمد تقی شوشتری، صاحب قاموس الرجال[٣] به امکان سهو و نسیان پیامبر در مقام عمل به احکام اعتقاد دارند، و اصليترين دلیل آنان روایاتی است که در منابع شیعه و اهل سنت دربارة سهو و اشتباه پیامبر در نماز وارد شده است.
شيخ صدوق در کتاب من لايحضره الفقيه در پایان باب «احکام السهو فی الصلوة» ديدگاه خود و استادش ابنوليد را در اين باره چنين بيان كرده است:
غُلات و مفوّضه ـ که لعنت خدا بر آنان باد ـ منكر سهوالنبي٦ بوده و ميگويند: «اگر امكان سهو پيامبر٦ در نماز وجود داشته باشد، امكان سهو وي در تبليغ نيز وجود خواهد داشت؛ زيرا نماز همانند تبليغ بر او واجب است». اين استدلال قابل التزام نيست؛ زيرا پيامبر٦ در احوال مشترك همانند ديگران است. او همچون ديگران به نماز متعبّد است؛ در حالي كه نبوّت و تبليغ از مختصات پيامبر٦ است و امكان ندارد كه در تبليغ نيز آنچه در نماز بر پيامبر٦ ثابت ميشود، انجام پذيرد. با همین سهو است که معلوم میشود او عبودیت دارد، نه ربوبیت... و سهو نبي٦ همچون سهو ما نيست؛ زيرا سهو او از جانب خداست و خدا او را گرفتار سهو ميكند تا معلوم شود كه او بشر و مخلوق است، و مردم نیز به وسیله سهو او، احكام سهو را فراگيرند؛ اما سهو ما از ناحیه شيطان است، و شيطان بر پيامبر٦ و ائمه: سلطهاي ندارد. استاد ما، محمد بن حسن بن احمد بن وليد، ميفرمود: «اولين درجة غلو، نفي سهو از پيامبر٦ است و اگر بنا باشد اخبار وارد شده در اين زمينه رد شود، بايد همه احاديث را رد كنیم و نپذيريم و این موجب ابطال دین و شریعت میشود...».[٤]
قبل از نقل و بررسی این روایات، تذکرچند نکته لازم است:
١. شیخ صدوق در این کلام بین سهو و اسها فرق گذاشته است. او میگوید: سهو پیامبر از قبیل سهو مردم عادی نیست که ريشة آن تسلط شیطان باشد، بلکه پیش آمدن این سهو به ارادة خداوند است که گاهی برای مصلحتی چیزی را از ذهن پیامبر محو نموده، او را دچار سهو میکند. وي این رخداد را «اسها» مینامد. از اين رو، نسبت دادن اعتقاد به «سهو النبی» به صدوق صحیح نیست. آنچه مورد نظر ایشان است «اسهاء النبی لمصلحة» است.
٢. ایشان اسها را هم تنها در اموری که بین پیامبر و دیگران مشترک است، مانند مقام عمل به احکام، جایز میداند؛ ولی آن را در تبلیغ و بیان احکام دین ـ که از مختصات پیامبری است ـ قبول ندارد و پیامبران را در تبلیغ و بیان احکام دین معصوم میداند.
٣. تنها موردی که برای اسهای پیامبر٦ در کلام صدوق و دیگران ذکر شده، نماز است؛ آن هم به دلیل روایاتی است که در این موضوع خاص وارد شده است و مورد یا موارد دیگری چه در کلام شیخ صدوق و چه در کلمات دیگران، دیده نمیشود.
[١] استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه اراک.
[٢]. من لايحضره الفقيه، ج١، ص٣٥٩.
[٣]. مجمع البیان، ج٤، ص٨٤، ذیل آیه Gوَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُF.
[٤]. قاموس الرجال، ج١٢، رسالة«سهو النبی».