علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٦ - زهد و بهداشت روان
دنيا کوچ کرده است و ميرود و آخرت، کوچکنان ميآيد، و براي هر يک از آن دو، فرزنداني است. پس، از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد. هان! از دنياگريزانِ اخرت خواه باشيد.
امام حسن مجتبي٧ نيز با همين ساختار ميفرمايد:
إنَّ الدُّنيا دارُ بَلاءٍ و فِتنَةٍ، و کُلُّ ما فيها إلی زَوال، و قَد نَبَّأَنَا اللهُ عَنها کَيما نَعتَبِرَ، فَقَدَّم إلَينا بِالوَعيدِ کَي لا يکونَ لَنا حُجَّةٌ بَعدَ الإِنذارِ، فَازهَدوا فيما يفنی، وَ ارغَبوا فيما يبقی.[١]
امام علي٧ پايداري طلبي را ويژگي خردمندان دانسته[٢] و امام كاظم٧ به بيان سبك خردمندان در اين مسأله پرداخته و آن را چنين توصيف ميكند:
إنَّ العاقِلَ نَظَرَ إلَى الدُّنيا و إلى أهلِها فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلّا بِالمَشَقَّةِ و نَظَرَ إلَى الآخِرَةِ فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلّا بِالمَشَقَّةِ، فَطَلَبَ بِالمَشَقَّةِ أبقاهُما.[٣]
همچنين، در برخي از روايات، زهد در دنيا ويژگي اولياي الهي دانسته شده كه به تعبير قرآن كريم، هيچ حزن و اندوهي ندارند و سبك ارزيابي آنان از دنيا نيز بيان شده است. اَنَس نقل ميكند كه روزي از پيامبر خدا٦ پرسيدند: آن اولياى خدا كه هيچ بيم و اندوهى به آنان راه ندارد، چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود:
الَّذينَ نَظَروا إلى باطِنِ الدُّنيا حينَ نَظَرَ النّاسُ إلى ظاهِرِها، فَاهتَمّوا بِآجِلِها حينَ اهتَمَّ النّاسُ بِعاجِلِها... .[٤]
شبيه اين كلام از امير المؤمنين٧ نيز نقل شده است.[٥] البته در اين دو حديث، از واژههاي «عاجل و آجل» به جاي «فاني و باقي» استفاده شدهاند كه از لحاظ معنايي تفاوت چنداني ندارند. در ديگر احاديث نيز كاربرد اين واژهها به چشم ميخورد. آنچه مهم است، اين كه در اين دو حديث، به خوبي، آجل و عاجل در برابر هم قرار داده شده و نشان ميدهد كه آنچه زهد در دنيا را به وجود ميآورد، زودگذر بودن آن است؛ هر چند نقد است و آنچه رغبت به آخرت را به ارمغان ميآورد، پايدار بودن آن است؛ هر چند در
[١]. امام علي٧: ثَمَرَةُ المَعرِفَةِ العُزوفُ عَن دارِ الفَناءِ. غرر الحكم، ح٤٦٥١.
[٢]. امام على٧: مَن صَحَّت مَعرِفَتُهُ، انصَرَفَت عَنِ العالَمِ الفاني نَفسُهُ وهِمَّتُهُ. غرر الحكم، ح٩١٤٢. نكته: هر چند در اين حديث و حديث پيشين، معرفت به صورت مطلق آمده، ولي وقتي از دنيا با وصف فاني بودن ياد شده، معلوم ميگردد كه مراد از اين معرفت، شناخت ناپايداري دنياست.
[٣]. غرر الحكم، ح١٠٩٣٣؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٥٤٩، ح١٠١٣٠.
[٤]. الكافي، ج٨، ص١٣١ ـ، ص١٣٤، ح١٠٣؛ الأمالي للصدوق، ص٦٠٩، ح٨٤١؛ بحار الأنوار، ج١٤، ص٢٩٢، ح١٤.
[٥]. غرر الحکم، ح٣٧٤٤؛ عيون الحکم والمواعظ، ص١٦٣، ح٣٤٧٣.