علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٤ - زهد و بهداشت روان
دلبسته نبودن است. همين معنا در روايات هم مورد توجه قرار گرفته و لذا زهد و رغبت در برابر هم به کار رفتهاند.[١]
زهد داراي آثار روانشناختي متعددي است و در موقعيتهاي متفاوتي به ايفاي نقش ميپردازد كه در جاي خود بايد مورد بررسي قرار گيرد. آنچه در اينجا به آن ميپردازيم، نقش زهد در تعديل موقعيت خوشايند و ناخوشايند زندگي است. همچنين، تعديل اين دو موقعيت عوامل متعددي دارد كه در فرصت ديگري بايد به آن پرداخت؛ اما يكي از آنها زهد است. بنا بر اين، در اين نوشتار به دنبال بيان همه آثار روانشناختي زهد بر سلامت روان هستيم، و نه به دنبال همه عوامل تعديل كننده موقعيتهاي خوشايند و ناخوشايند. آنچه در اين مجال بدان ميپردازيم، نقش زهد در تعديل موقعيت خوشايند و ناخوشايند است كه نتيجه آن، تأمين سلامت روان است.
موقعيتهاي دوگانه و واكنش منفي به آن
زندگي از يك منظر به دو دوره تقسيم ميشود: دوران «خوشايند» و «ناخوشايند».[٢] گاه، زندگي به انسان رو ميکند و خواستهها و انتظاراتش برآورده ميشود و از نعمتهاي آن برخوردار ميگردد. و گاه دنيا به انسان پشت ميکند و مشکلات و سختيها فرو ميريزند و از آنچه انسان دارد، برخي را از دست ميدهد و در تحقق خواستههايش ناکام ميگردد.[٣] نکته مهم چگونگي واکنش ما نسبت به اين دو دوره است. چگونگي واكنش ما تعيين کننده کيفيت زندگي و سرنوشت آن است. واكنش مناسب ميتواند آسيبهاي منفي هر دو دوره را از بين ببرد و آن را به يك فرصت براي زندگي تبديل و اما واكنش نامناسب هر دو موقعيت را به عاملي براي نابودي زندگي تبديل ميكند. در حقيقت، سودمندي يا زيانباري اين دو موقعيت
[١]. همان.
[٢]. شرح اصول الكافي، ج١، ص٢١٧.
[٣]. الوافي، ج١، ص٩٨.