علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٩ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
علي بن احمد، ابوالقاسم كوفي، مدعي علويت، بسيار دروغگو غالي و بدعتگذار است. براي او كتابهاي فراواني ديدم كه به آنها توجه نميشود.
تذكر:
١. در پايان اين فصل تذكر اين نكته ضروري است كه تعداد اسامي ياد شده، اگرچه نسبت به مجموع راويان روايات تحريف، اندك به نظر ميرسد، امّا از آنجايي كه اكثر روايات تحريف به وسيله اين افراد روايت شده است. از اين رو اين راويان با قوت بيشتري در معرض اتهام قرار دارند؛ ضمن آنكه نبايد از ياد برد كه رويكرد ما در اين تحقيق، متوجه غاليان موجود در سندهاي روايات تحريف بود و اينها، همه صرفنظر از ساير افراد كذاب، جاعل، ضعيف و مجهول است كه به وفور در زنجيره اسناد اين روايات به چشم ميخورند.
مناسب است عبارتي از علامه جعفرمرتضي را در تأييد نتيجه به دست آمده، ذكر كنيم. وي در مقام موضع علماي شيعه نسبت به روايات تحريف مينويسد:
وانگهي معظم اينگونه روايات از غلات، دروغگويان و جعالين است و اين، شگفت نيست؛ چرا كه دروغگويان بر ائمه: آنقدر زياد بودند كه خود امام صادق٧ در اين مورد ميفرمايند: «در مقابل هر يك از ما ائمه، يك دروغگو است كه بر ما دروغ ميبندد».[١]
٢. نكتهاي كه در خور تأمل است، اين كه برخي راويان احاديث تحريف، اهل بصره بودهاند؛ شهري كه به واسطه داشتن تمايلات عثماني، بسيار شهره بودند؛ به عنوان مثال، حماد بن سليمان، استاد ابو حنيفه در وصف بصره، آن را قطعهاي از شام دانسته كه در عراق واقع شده است.[٢] اين امر ميتوانسته انگيزه خوبي براي جعل حديث در مقابله با روايتهاي جعلي عثمانيه در فضيلت عثمان باشد. از اين افراد ميتوان به احمد بن محمد سياري، حسن بن محمد بن جمهور، سليمان بن داود، محمد بن جمهور، محمد بن سليمان و معلي بن محمد اشاره كرد.
موضوعشناسي روايات تحريف
پيبردن به اينكه روايات تحريف، بيشتر دربارة چه موضوعاتي هستند، اهميت بسزايي دارد؛ چرا كه نوع ادعاهاي مطرح شده در مورد حذف قسمتهايي ار قرآن (تحريف به نقيصه) ميتواند حاكي از حاكميت جريان خاصي بر روند جريان تحريف باشد.
با توجه به كثرت روايات موهم تحريف (حدود ١٠٦٤ روايت)، اعلام هرگونه نظري در اين باره نيازمند آمارگيري دقيقي است. در اينجا نيز به دنبال يافتن نمونه مطلوبي براي آمارگيري، به اين نتيجه رسيديم كه پر روايتترين آياتي را كه نسبت به آنها ادعاي تحريف شده است، گرد آوريم و از طريق مطالعه اين نمونه آماري، به جمعبندي نسبتاً جامعي دست يابيم.
[١]. البيان في تفسير القرآن، ج٥، ص٨٧.
[٢]. رجال النجاشي، ص٣٦٨.