علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٧ - جُستاری در اهداف سفرهای حدیثپژوهی
یونس بن عبدالرحمان نیز از دیگر یاران کوفیامامان کاظم و رضا٨ است که کتب بسیاریاز جمله اختلاف الحدیث و العلل را نگاشت[١] و چنان در علوم آموخته از پیشوایان برحقّ سرآمد گردید که فضل بن شاذان اثر این تعلیم و تعلّم را نگارش هزار جلد کتاب در ردّ مخالفان مذهب از یونس دانسته است.[٢]
از موارد انتقال علوم توسط دانشمندان اهل سنّت نيز بايد از افراد زير ياد كرد:
ابوعبید قاسمبنسلّام (متولّد هرات)، در بغداد به توضیح و تدریس غریبالحدیث پرداخت و کتابهاییدر این باب تصنیف نمود.[٣]
از اهداف سفر محمدبناسماعیل بخاریصاحب الصحیح و عثمانبنسعید دارمیصاحب السنن، به شهر بصره نزد علمایآن، بویژه علیبنمدینیآموختن علومحدیث بود. نيز بخارینقدالرجال[٤] و دارمیعللالحدیث[٥] را اختصاصاً فرا گرفتند.
همچنین، اواخر قرن سوم با سفر سلیمان شاذکونیبه بغداد، احمد بنحنبل اطرافیان را به آموختن نقدالرجال از ویترغیب نمود.[٦]
٣-٩. أخذ کتب حدیث
دستیابیبه کتابهایمهم حدیث از دیگر مقاصد مسافران بود که در اینجا نمونههاییبه تفکیک شیعه و سنّیو شهرهایمقصدشان ذکر میگردد:
دانشمندان شیعه
در بصره: ابراهیمبنهاشم قمیبزرگترین دستاورد فقهیحمّاد بنعیسیرا دربارة نماز و زکات از او فراگرفت.[٧]
در کوفه: علیبنجعد بغدادی«صحیفه سفیانبنعیینه» را گرفت[٨]، فضلبنشاذان كتاب عبداللهبنبکیر را از حسنبنعلیبنفضّال گرفت[٩] و احمد بنمحمد بنعیسیاشعریدر ملاقات حسنبنعلیبنوشّاء کتاب علاء بنرزین قلاء و ابانبنعثمانأحمر را فراگرفت.[١٠]
در بغداد: ابنعقده توسّط ابنالجعابیاز ابنصاعد مسند علی بن ابیطالب٧ را فراگرفت. [١١]
[١]. سیراعلام النبلاء، ج١١، ص١٩٤، ش٢٥٨٨؛ اعیان الشیعة، ج٢، ص٦٠٢.
[٢]. من لایحضره الفقیه، ص٢.
[٣]. کمال الدین، مقدمه، ص١٠.
[٤]. رجال النجاشی، ص٣٩٢؛ فهرست الطوسی، ص٢٣٨.
[٥]. کمال الدین، مقدمه، ص٨.
[٦]. (= علم جرح و تعدیل) علمی است که به نقد راویان حدیث و ذکر جایگاه ایشان از نظر مدح و ذمّ و الفاظ مخصوص آن میپردازد. ( نهایة الدرایة، ص٢٦)
[٧]. علمی است که بدین امور میپردازد: عرضه محتوای حدیث بر کتاب و سنت مقطوعه، تحقیق در مورد صدور حدیث و آنچه مدخلیتی در فهم مدلول دارد، دقت در اینکه حدیث عین لفظ معصوم است یا نقل به معنا، شناخت عام و خاص و مطلق و مقیّد؟ شناخت محکم و متشابه حدیث. ( تلخیص مقباس الهدایة، ص٢٤٣ ـ ٢٥٥)
[٨]. بررسی متن احادیثی که در آن پیچیدگیای به دلیل وجود برخی الفاظ مشکل ایجاد شده است. ( نهایة الدرایه، ص٢٩)
[٩]. علمی است که از عیوب پنهان و پوشیده حدیث که در حجیت آن اشکال ایجاد میکند، بحث میکند. (همان، ص٢٩)
[١٠]. علمی است که دربارة احادیثی که متعارضاند، یعنی میان مدلول آنها با یکدیگر تنافی وجود دارد، بحث میکند و از چگونگی رفع این تعارض سخن میگوید. (همان، ص٢٨)
[١١]. اگر زراره نبود، احادیث پدرم محمد بن علی الباقر٧ از بین میرفت. ( اختیار معرفة الرجال، ج١، ص٣٤٨)