علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٧ - زهد و بهداشت روان
آينده تحقق يابد. از اين رو، امام سجاد٧ براي ترغيب به زهد، مخاطب خود را همين زودگذري توجه ميدهد.[١] به هر حال، اين ميتواند براي تنظيم رغبت، به عنوان يك سبك ارزيابي مورد توجه قرار گيرد.
مرگ، نشانه ناپايداري دنيا
گذشته از واژههاي ياد شده، معصومان: گاه با طرح مسأله مرگ، پايان پذيري و ناپايداري دنيا را بيان داشته و زهد در دنيا را تبيين كردهاند. رسول خدا٦ در اين باره ميفرمايد:
كَفى بِالمـَوتِ مُزَهِّدا فِي الدُّنيا و مُرَغِّبا فِي الآخِرَةِ.[٢]
امام علي٧ نيز ميفرمايد:
مَن أكثَرَ مِن ذِكرِ المَوتِ، قَلَّت فِي الدُّنيا رَغبَتُهُ.[٣]
ابو عبيده حذّاء ميگويد: به امام باقر٧ گفتم : حديثى برايم بگوييد تا از آن بهره مند شوم. فرمود:
يا أبا عُبَيدَةَ! أكثِر ذِكرَ المـَوتِ؛ فَإِنَّهُ لَم يُكثِر إنسانٌ ذِكرَ المـَوتِ إلّا زَهِدَ فِي الدُّنيا.[٤]
روزي امام كاظم٧ بر سر قبري ايستاده و فرمودند:
إنَّ شَيئاً هذا آخِرُهُ لَحَقيقٌ أن يُزهَدَ في أوَّلِهِ.[٥]
حضرت، با بيان واقعيت مرگ، دليل تأثير ياد مرگ در زهد را تبيين نمودهاند. به همين جهت، يكي از روشهاي تحصيل زهد، زيارت قبور است. رسول خدا٦ در اين باره تصريح ميفرمايد:
ألا فَزورُوا القُبورَ؛ فَإِنَّها تُزَهِّدُ فِي الدُّنيا و تُذَكِّرُ الآخِرَةَ.[٦]
٢. پيامدها
معيار ديگر، پيامد پديدههاست. پديدهای شايسته دلبستگي است كه پيامد منفي نداشته باشد. امور زيانباري كه آينده انسان را تهديد ميكنند، شايسته دلبستگي نيست و بر عكس، آنچه پيامد مثبت دارد و آينده انسان را تأمين ميكند، شايسته دلبستگي است. اگر از اين منظر و با اين معيار نيز دنيا و آخرت را مورد ارزيابي قرار دهيم، ميتوان زهد به دنيا و رغبت به آخرت را تبيين كرد. دنياگرايي سرانجامي شوم دارد و آخرتگرايي، سرانجامي نيك. كسي كه به اين واقعيت آگاهي يابد، طبيعي است كه نسبت به دنيا راغب و نسبت به آخرت زاهد خواهد شد. امام علي٧ در اين باره ميفرمايد:
[١]. غرر الحكم، ح٧١٩١، عيون الحكم والمواعظ، ص٣٩٦، ح٦٦٩١.
[٢]. الکافي، ج٢، ص١٣١، ح١٥.
[٣]. التوحيد، ص٣٧٨، ح٢٤.
[٤]. امام علي٧: العاقِلُ مَن زَهِدَ في دُنيا فانِيَةٍ دَنِيَّةٍ، ورَغِبَ في جَنَّةٍ سَنِيَّةٍ خالِدَةٍ عالِيَةٍ. (غرر الحكم، ح١٨٦٨؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٥٦، ح١٤٣٥)
[٥]. الكافي، ج١، ص١٨، ح١٢ عن هشام بن الحكم و راجع تحف العقول، ص٣٨٧؛ بحار الأنوار، ج٧٨، ص٣٠١، ح١.
[٦]. أعلام الدين، ص٣٣٨؛ الأمالي للمفيد، ص٨٦، ح٢.