علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٢ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
ـ «سينه خردمند» همانند صندوقي ترسيم شده كه رازها و اسرار خود را در خود نهان دارد.[١]
ـ «همّت و تلاش» را در نقش اسبي تيزتك مشاهده ميكنيم كه با آن ميتوان بر سپاه خصم يورش آورد و آن را به شكست و خذلان واداشت.[٢]
ـ «زبان» همچون كفه ترازويي مجسّم گرديده كه ناداني آن را سبك و عقل آن را سنگين ميسازد.[٣]
ـ در تصويري ديگر، «زبان» همانند سگي هار به نمايش درآمده كه اگر رهايش كنند، هر كه را بيابد گاز ميگيرد.[٤]
ـ «كتاب» همچون بوستانهايي به تصوير درآوردهاند، كه علما در آن به سياحت ميپردازند و غرق در سرور و بهجت ميگردند.[٥]
ـ «دعاي مظلوم» در نقش تيزترين و نافذترين تيرها مجسّم گرديده كه موانع را ميشكافد و به قلب هدف اصابت ميكند.[٦]
٢. تشخيص
در تعريف آن گفتهاند:
تشخيص، شخصيّت انساني دادن به اشيا و آنها را به صورت انسان مجسّم كردن است.[٧]
و يا:
پوشاندن لباس انساني بر اندام اشيا و يا هر مخلوق غير بشري و بخشيدن صفات بشري به آنهاست.[٨]
و برخي نيز آن را «مطلق زندگي بخشيدن به اشيا» دانستهاند.[٩]
ادبا و شعرا سعي دارند تا براي اشيا غير ذي روح خصوصيّات انساني تصوّر نمايند و صفات يا اعمال و يا احساساتي كه ويژه انسان است به آنها نسبت دهند و به اين وسيله به آنها حس و حركت بخشند.
[١]. علي٧: بينكم و بين الموعظه حجاب من الغفلة و الغرّة؛ ميان شما و ميان پند و موعظه پردهاي از غفلت و غرور آويخته است [آن پرده را پاره كنيد و دل را از بي خبري برهانيد]. (شرح غررالحكم، ج١، ص٣٤٥)
[٢]. علي٧: راكب العجلة مشرف علي الكبوة؛ آنكه بر اسب عجله و شتاب سوار است، مشرف بر بهرو افتادن است. (شرح غررالحكم، ج١، ص٤٢٠)
[٣]. علي٧: الحاسد المبطن للحسد، كالنحل يمج الدّواء و يبطن الداء. (شرح نهج البلاغه، ج٢٠، ص٢٩٠)
[٤]. علي٧: البشاشة حبالة المودّة؛ گشادهرويي كمند دوستي است. (غرر الحكم، ص٤٣٤؛ مشكواه الانوار، ص٢٢٣؛ مجموعه ورام، ج١، ص٣١؛ اعلام الدين، ص١٠٨؛ بحارالانوار، ج٦٦، ص٤٠٨)
[٥]. علي٧: من كساه العلم ثوبه اختفي عن الناس عيبه؛ هر كه را جامه دانش در تن باشد، عيبش از مردم پوشيده ميماند. (تحف العقول، ص٢١٥؛ بحارالانوار، ج٧٥، ص٥٤)
[٦]. امام صادق٧: أنّ هذا العلم عليه قفل و مفتاحه المسألة؛ اين علم بر آن قفلي نهاده شده و كليد آن سؤال است. (الكافي، ج١، ص٤٠؛ بحارالانوار، ج١، ص١٩٨؛ منية المريد، ص١٧٥)
[٧]. علي٧: الحكمة شجرة تنبت في القلب و تثمر علي اللسان. (شرح غررالحكم، ج٢، ص١٠٦)
[٨]. علي٧: العقل ثوب جديد لايبلي. (شرح غررالحكم، ج١، ص٤٣)
[٩]. علي٧: انّ نفسك مطيتك ان اجهدتها قتلتها و ان رفقت بها أبقيتها؛ همانا نفس تو مركب توست. اگر آن را به مشقتاندازي، نابودش ميكني و اگر با آن مدارا كني، زندهاش نگه ميداري. (غررالحكم، ص٢٣٢)