علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٠ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
ـ و در تصويري ديگر، «قضاء و قدر» همچون مسيري تاريك و ظلماني به نمايش گذاشته شده كه پيمودن آن بدون چراغي فروزان باعث گمراهي ميشود.[١]
ب. تجسّم بخشيدن به حالات روحي انسانها
در روايات اهل بيت: ميتوان تصاوير زنده و تابلوهاي بديعي را سراغ گرفت كه در نهايت دقت و ظرافت تمايلات و حالات روحي انسانها را به نمايش گذاردهاند و ژرفاي دل آنان را عميقاً كاويده و تاريكترين زواياي روح بشر را آشكارا به تصوير در آوردهاند.
در اين تابلوها صفات و عادات انسانها با مهارت زايدالوصفي در قالبهايي زنده و مجسّم به تصوير درآمدهاند و صحنههاي شگفتي از عالم پنهاني و اسرارآميز درون انسانها را در اشكال زنده به نمايش گذاردهاند. در اينجا تنها به ذكر نمونههاي اندكي از اينگونه تعابير مصوّر اكتفا ميکنیم:
ـ «آرزوها» در نقش مركبي تصوير گردیدهاند كه هر كس بر آن سوار شود، به زمينش ميزند.[٢]
ـ «غفلت» همچون پردهاي مجسّم گرديده كه ميان دل انسان و پند و موعظه حايل ميگردد و مانع از پندپذيري آدمي ميگردد.[٣]
ـ «عجله و شتاب» را در نقش اسبي چموش مشاهده ميكنيم كه سوارهاش در هر لحظه در معرض افتادن از آن است.[٤]
ـ حسودي كه «حسادت» خويش را پنهان ميدارد، همچون زنبور عسلي كه از دهان دوا ميريزد، اما در درون بيماري را نهان ميدارد، تصوير گرديده است.[٥]
ـ «گشاده رويي» در نقش كمندي كه با آن دلها را صيد ميكنند، مجسّم شده است.[٦]
ج. تجسّم امور روحي و معنوي
از جمله مواردي كه در آنها امور روحي و غيرمادي در قالبهايي محسوس و عيني مجسّم گرديده و تصاويري زنده و جذّاب را به نمايش گذاردهاند، ميتوان به نمونههاي ذيل اشاره داشت:
ـ «علم» را نقش لباسي مشاهده ميكنيم كه عيوب آدمي را ميپوشاند.[٧]
[١]. همان.
[٢]. الصورة الشعرية، ص٣، به نقل از: الصورة الفنية في الحديث النبوي الشريف، ص٩٠.
[٣]. التصوير الفني في القرآن، ص٦١.
[٤]. الصورة الفنيّة في الحديث النبوي الشريف، ص٤١٢ ـ ٤١٣.
[٥]. الهوامل و الشوامل، ص٢٤٠؛ به نقل از: الصورة الفنية في الحديث النبوي الشريف، ص٤١٣.
[٦]. علي٧: ما من عبدٍ مسلم يقول لا اله الا الله الّا صعدت تخرق كلّ سقف لا تمّر بشيء من سيئاته الّا طلستها حتي تنتهي الي مثلها من الحسنات فتقف؛ هيچ بنده ي مسلماني نيست كه بگويد: خدايي جز الله نيست، مگر آنكه اين سخن فراز آيد و هر سقفي را بشكافد، بر هيچ يك از بديهاي او نمي گذرد جز آن كه آن را نابود ميسازد تا آن كه به نيكيهاي او ميرسد و آنجا آرام ميگيرد. (التوحيد، ص٢١؛ ثواب الاعمال، ص٣؛ مكارم الاخلاق، ص٣١٠؛ وسائل الشيعة، ج٧، ص٢١٠؛ بحارالانوار، ج٩٠، ص١٩٥)
[٧]. علي٧: عليكم بالصفيق من الثياب فانّ من رقّ ثوبه رق دينه؛ بر شما باد به لباس ضخيم؛ زيرا كسي كه لباسش نازك باشد، دينش هم نازك است. (تحف العقول، ص١١٣؛ الخصال، ج٢، ص٦٢٢؛ وسائل الشيعة، ج٤، ص٣٨٩؛ بحارالانوار، ج٨٠، ١٨٤)