علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥١ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
ـ در تصويري ديگر، «علم» همچون صندوقي مجسّم گرديده كه قفلي بر آن نهاده شده و كليد آن سؤال است.[١]
ـ «حكمت» همانند درختي به تصوير درآمده كه در دل ميرويد و ميوه آن بر زبان آشكار ميشود.[٢]
ـ «عقل» به جامه نو و تازهاي همانند گرديده كه هيچگاه كهنه نميشود.[٣]
ـ «نَفس» و روح آدمي در نقش مركبي به نمايش گذاشته شده كه اگر بيش از ظرفيتش بر آن حمل كنند، هلاك ميشود و اگر با آن مدارا كنند، قابل بهرهمندي خواهد بود.[٤]
ـ و «قلب» و روح را همچون كتابي ميبينيم كه انديشههاي آدمي بر آن ثبت ميگردد.[٥]
د. تجسّم بخشيدن مفاهيم و موضوعات گوناگون
در ميان روايات ائمه اطهار: ميتوان شاهد انواع موضوعات و مفاهيم گوناگوني بود كه در لباسي از محسوسات ارائه گرديدهاند و در برابر مخاطب به شيوه بديعي مجسّم گرديدهاند كه از جمله آنها ميتوان به نمونههاي ذيل اشاره داشت:
ـ «فتنهها» به موجهاي متلاطم دريايي خروشان مانند گرديدهاند كه دائماً بر هم ميغلتند و لحظهاي از تلاطم باز نميايستند.[٦]
ـ «باطل» همچون مركبي به تصوير درآمده كه انسان را شتابان به سوي خانه پشیماني حركت ميدهد.[٧]
ـ «فقر» در نقش تازيانه الهي مجسّم گرديده كه سوزش آن از همه تازيانهها دردناكتر است.[٨]
ـ «عرض و آبرو» همچون شيشهاي شكننده مجسّم گرديده كه اگر بشكند، ديگر جمع نمودنش سخت است.[٩]
[١]. علي٧: من تسربل اثواب التقي لم يبل سرباله؛ هر كس پيراهن تقوا در تن كند، آن پيراهن كهنه نگردد. (شرح غرر الحكم، ج٥، ص٤٢٢)
[٢]. علي٧: الطاعة أحرز عَتَاد؛ طاعت حق تعالي و فرمانبرداري او محكمترين ابزارهاي رزم است. (شرح غررالحكم، ج١، ص١٣٢)
[٣]. علي٧: الخوف جلباب العارفين؛ ترس از خداي ـ عزّوجلّ ـ جامه (پيراهن) عارفان است. (شرح غرر الحكم، ج١، ص١٧٥)
[٤]. علي٧: الدعاء تُرس المومن؛ دعا سپر محافظ مومن است. (الكافي، ج٢، ص٤٦٨؛ وسائل الشيعة، ج٧، ص٢٦؛ عدّة الداعي، ص١٦)
[٥]. عن الرضا٧: انّه كان يقول لأصحابه: عليكم بسلاح الانبياء فقيل: و ما سلاح الانبياء؟ قال: الدعاء؛ امام رضا٧ به اصحاب خود ميفرمود: بر شما باد به سلاح انبيا! پرسيدند: سلاح انبيا چيست؟ امام فرمود: دعا. (الكافي، ج٢، ص٤٦٨؛ مكارم الاخلاق، ص٢٧٠؛ عوالي اللآلي، ج٤، ص١٩؛ وسائل الشيعة، ج٧، ص٣٩؛ بحارالانوار، ج٩٠، ص٢٩٥)
[٦]. امام باقر٧: اِنّ التقية جنّة المؤمن؛ تقيه سپر مومن است. (الكافي، ج٢، ص٢٢٠؛ المحاسن، ج١، ص٢٥٨؛ جامع الاخبار، ص٩٦، تحف العقول، ص٣٠٧. وسائل الشيعة، ج١٦، ص٢٠٤؛ بحارالانوار، ج٧٢، ص٤٣٢)
[٧]. قال اميرالمومنين٧: لرجلٍ قد سأله عن القَدَر، فقال: بحر عميق فلا تلجه. ثم سأله ثانية. فقال: طريق مظلم فلا تسلكه... ؛ علي٧ به مردي كه درباره قَدر پرسيده بود، فرمود: درياي عميقي است، پس در آن وارد مشو. آن مرد دوباره سوال كرد و امام٧ فرمود: راهي است تاريك و ظلماني در آن گام مگذار... . (بحارالانوار، ج٥، ص١١٠؛ التوحيد، ص٣٦٥؛ روضه الواعظين، ج١، ص٤٠)
[٨]. همان.
[٩]. علي٧: من ركب هواه زلّ؛ هر كه بر مركب آرزويش سوار شود، ميلغزد. (شرح غررالحكم، ج٢، ص٦٢٧)