علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٩ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
بىگمان، كسانى كه خدا و پیامبر او را آزار مىرسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خفّتآور آماده ساخته است.
در روايات مختلفي هم نقل شده كه آزار و اذيت به علي٧، آزار و اذيت به پيامبر٦ است و طبق آيه شريفه، اين افراد ملعون خدا در دنيا و آخرت و اهل عذاب خفت آور هستند؛ از جمله روايتي است از عمر بن خطاب، كه پيامبر فرمود:
من احبك يا علي! كان مع النبيين في درجتهم يوم القيامة و من مات يبغضك فلا يبالي مات يهودياً او نصرانياً.[١]
در اين حديث شريف ـ كه خليفه دوم از پيامبر نقل كرده است ـ دوست داشتن علي٧، سبب هم درجه شدن با انبيا در روز قيامت ذكر شده است و در مقابل، كسي كه حضرت را دشمن بدارد و بميرد؛ حتي اگر در دنيا مسلمان بوده، ولي در مرگش، يهودي يا نصراني از دنيا ميرود؛ يعني ملاك ايمان و مسلماني، دوستي علي٧ است و حتي اگر ديگر آداب مسلماني رعايت شود، ولي علي را دشمن بدارد، مرگ مسلمان نخواهد داشت و بر مذهبي غير از اسلام از دنيا ميرود.
٤. در احاديث متعدد ديگر، پيامبر اكرم، اطاعت از علي را اطاعت از خودش و عصيان از علي را عصيان در مقابل خودش معرفي كرده است:
يا علي! انت و صييّ و امام امّتي. من اطاعك اطاعني و من عصاك عصاني؛[٢]
اي علي، تو وصي من و امام امت من هستي. كسي كه تو را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و كسي كه تو را عصيان كند، مرا عصيان كرده است.
عمران بن حصين نقل ميكند:
پيامبر، لشكري را فرستاد و علي٧ فرمانده آنها بود. برخي صحابه از رفتار علي٧ در تقسيم غنايم، دلگير شدند و به هم گفتند كه وقتي پيامبر را ملاقات كرديم، به او از اعمال و رفتار علي خبر ميدهيم. وقتي از سفر برگشتند، به پيش پيامبر رفتند. يكي از آن اصحاب شاكي برخاست و گفت: يا رسول الله، آيا نمينگري به علي بن ابيطالب كه چنين و چنان كرد ؟حضرت از او روي برگرداند. نفر دوم و سوم و چهارم، هر كدام، بلند شدند و همان شكايات را تكرار كردند. باز پيامبر از هر كدام روي برگرداند و در آخر، در حالي كه غضب از چهره اش فهميده ميشد، روي به آنها كرد و گفت: از علي چه ميخواهيد؟ از علي چه ميخواهيد؟ از علي چه ميخواهيد؟همانا علي از من است و من از علي و او ولي هر مؤمني بعد از من است.[٣]
٥. در دستهاي ديگر از احاديث،پيامبر، علي را مصداق كامل ايمان معرفي كرد، از جمله جمهور راويان روايت كردند كه زماني كه علي٧ به مبارزه با عمرو بن عبدود العامري، در غزوه خندق رفت و مسلمانان از جنگ با او ناتوان بودند پيامبر فرمود:
[١]. تاريخ بغداد، ج٣، ص١٥٣.
[٢]. الاستيعاب، ج٢ص٤٦٤؛ رياض النضرة، ج٢، ص٢٨٤؛ تاريخ ذهبي، ج٢، ص١٩٨؛ مجمع الزوائد، ج٩، ص١٣٣.
[٣]. كنزالعمال، ج٧، ص١٤٠.