علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٨ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
٢. رواياتي از پيامبر اكرم٦ نقل شده است كه حضرت، حق را با علي و علي را با حق معرفي كرده و فرموده است كه بين اين دو جدايي نيست تا اينكه با هم سر حوض بر پيامبر وارد شوند؛ مثلاً:
احمد بن موسي بن مردويه در كتاب المناقب از چند طريق از جمله به سند خود از محمد بن ابي بكر روايت كرده كه گفت: عايشه براي من روايت كرد كه رسول خدا٦ فرمود:
الحق مع علي و علي مع الحق لن يفترقا حتی يردا عليّ الحوض؛[١]
حق با علي است و علي هم پيوسته با حق است و اين دو از هم جدا نميشوند تا نزد من بر حوض وارد شوند.
همانطور كه ديديم، حق و اهل حق در كلام پيامبر معرفي شدهاند و حتي اين حديث را عايشه نيز نقل كرده است. آيا باز هم ميتوان گفت آن كسي كه مقابل حضرت علي٧ بوده و نسبت به حضرت دشمني و كينه ورزي نشان داده، اهل حق و داراي عدالت است و هر چند صحابي پيامبر٦ باشد؟
٣. در احاديث متعددي، با مضامين نزديك به هم، پيامبر در حق دوستان علي دعاي خير و در حق دشمنان علي٧، نفرين نموده است و بيشك، دعاي پيامبر مستجاب است؛ از جمله در غدير خم فرمود:
اللّهمّ و ال من والاه و عاد من عاداه وانصرمن نصره واخذل من خذله؛[٢]
خدا دوست بدار هر كسي علي را دوست بدارد و دشمن بدار هر كسي او را دشمن بدارد، دشمن بدار!
٤. پيامبر گرامي اسلام در احاديث متعددي، با مضامين نزديك به هم، محبت و ولايت علي٧ را محبت و ولايت خودش و عداوت و دشمني با علي را عداوت و دشمني با خودش معرفي كرده است؛ از جمله:
من كنت مولاه فعليّ مولاه؛[٣]
هر كسي من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست.
حتي اگر ما، مولا را در اين حديث به معناي سرپرستي و رهبري نگيريم و به همان معناي مورد نظر برخي اهل سنت، يعني «محبت» بسنده كنيم، همان نتيجه مذكور را خواهيم گرفت. خداوند متعال ميفرمايد:
Gإِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهـُمْ عَذَاباً مُّهِيناًF؛[٤]
[١]. صحيح مسلم، ج١ص١٦؛ صحيح الترمذي، ج١٢، ص١٧٧؛ سنن النسائي، ج٢، ص٢٧١؛ خصائص النسائي، ص٣٨؛ مسند ابنحنبل، ج١، ص٨٤ و ٩٥ و ١٢٨؛ تاريخ بغداد، ج٢، ص٢٥٥و ج٨، ص٤١٧ و ج١٦، ص٤٢٦؛ تاريخ ابنكثير، ج٧، ص٣٥٤؛ اسدالغابة، ج٤، ص٢٩؛ الاستيعاب، ج٢، ص٤٦١؛ كنزالعمال، ج١٥، ص١٠٥.
[٢]. شرح ابن ابي الحديد، ج٧، ص٢٠١.
[٣]. مستدرك الصحيحين، ج٣، ص١٢٩؛ كنز العمال، ج١٥، ص٩١.
[٤]. سنن الترمذي، ج٥ص٥٩٠؛ حلية الاولياء، ج٦، ص٢٨٤؛ اسد الغابة، ج٤، ص٣٣؛ انساب الاشراف، ج٢، ص٣٥٠.