علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٠ - روش فیض کاشانی در شرح احادیث غیر فقهی بر اساس کتاب الوافی
اينگونه آیات بر این مطلب دلالت میکند که وجود پروردگار، امری ثابت و بدیهی است. سخن بر سر تعیین و وصف خداست. آنها تنها در پی معرفت و شناخت خداوند هستند و در وجود او تردیدی ندارند؛ چنانکه فرمود:Gأَفِي اللهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِF[١].[٢]
فیض ـ که خود حکیم و فیلسوف است ـ بر مسلک حکما خرده میگیرد. او اثبات خداوند را متفاوت از معرفت او میداند؛ چنانکه آدمی به فطرت خویش نظر افکند، وجود خداوند را امری بدیهی مییابد، لیکن طریق معرفت او چیست؟ در حقیقت، مراد از «اعرفوا الله بالله» چیست؟
فیض به آیات قرآن تمسک مینماید، لیکن از معنای باطنی آیات مدد میجوید، او به معنای ظاهری و ابتدايی آیات بسنده نمیکند و به لایههای عمیقتر معنای آیات راه مییابد. دیدگاههای وي در خصوص این آیات مبتنی بر تفکر فلسفی است. آنگاه در تبیین معنای «إعرفوا اللهَ باللهِ» مینویسد:
چنانکه هر چیز دارای ماهیتی است که به آن متعین است و آن، همان وجهی است که به سوی ذات شیء است. همچنین، هر چیز دارای حقیقتی است که آن را احاطه نموده است و مقوم ذات شیء است و به واسطه آن، آثار و صفاتش پدیدار میگردد و به واسطه آن از مضرت بازداشته و سودمند میگردد.
این حقیقت، همان وجهی است که به سوی خداست و در عبارت قرآنی Gإِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌF[٣] و عبارت Gوَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْF[٤] و نیز آیاتی همچون Gوَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلكِن لَا تُبْصِرُونَF[٥] و نیز Gكُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُF[٦] اشاره شده است. این، همان حقیقتی است که پس از نابودی اشیا باقی میماند.
«إعرفوا اللهَ باللهِ» یعنی، پس از اثبات پروردگار آفریننده، به آن بعد وجهی از اشیا بنگرید که به سوی خداست. معرفت الهی را در آثار او و تدبیر، احاطه و غلبه الهی بر آن بجويید تا خداوند را به واسطه صفات او بشناسید. به آن وجوه از اشیا ـ که به سوی خود آنهاست ـ ننگرید؛ یعنی از آن حیث که اشیايی هستند دارای ماهیاتی که ممکن نیست بالذات موجود شوند، بلکه نیازمند موجود دیگری هستند که به آنها وجود میبخشد. اگر از این جهت، به آنها بنگرید، خداوند را به واسطه اشیا شناختهاید و هرگز او را به گونهای شایسته نشناختهاید.
شناخت افتقار وجودی اشیا به تنهايی، شناخت حقیقی نیست؛ زیرا امری فطری است. پس نخست در خدا و آثار او [از آن حیث که آثار الهیاند] بنگرید، سپس به اشیا و افتقار ذاتی آنها نظر افکنید.
ما هنگامی که بر امری قصد میکنیم و در انجام آن، نهایت سعی خود را به کار میگیریم، دانستهایم که در وجود، چیزی است که بالذات نامريی است و ما را از آن امر باز میدارد و
[١]. التوحيد، ص٢٨٨.
[٢]. الوافي، ج١، ص٣٣٨.
[٣]. سورۀ روم، آيۀ ٣٠.
[٤]. سورۀ اعراف، آيۀ ١٧٢.
[٥]. سورۀ انعام، آيۀ ٧٦.
[٦]. سورۀ شعراء، آيۀ ٢٣.