علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٩ - روش فیض کاشانی در شرح احادیث غیر فقهی بر اساس کتاب الوافی
فیض در مورد عبارت «اعرفوا اللهَ باللهِ»توضیح میدهد. او رأی دو محدث بزگ کلینی و شیخ صدوق را ذکر نموده، آنها را مورد نقد قرار میدهد. کلینی مینویسد:
معنای عبارت «إعرفوا اللهَ باللهِ»، این است که خداوند اشخاص و انوار و جواهر و اعیان را آفرید. اعیان عبارتاند از: ابدان[یا اجسام]، جواهر و ارواح. خداوند شبیه به جسم و روح نیست. هیچ کس در آفرینش روح حساس مؤثر نیست. او خود در آفرینش ارواح و اجسام یگانه است. هنگامی که از خداوند دو شبهه شباهت اجسام و ارواح نفی گردید، آنگاه خداوند، به واسطه خویش شناخته شده است. و اگر به روح یا بدن یا نور تشبیه گردد، در این صورت، به واسطه خود شناخته شده است.[١]
توضیح شیخ صدوق نیز چنین است:
خداوند را به واسطه خویش نشناختیم؛ زیرا اگر او را با عقل خود میشناسیم، خداوند خود آفریننده و عطاکننده آن است. اگر به واسطه پیامبران و ائمه میشناسیم، خداوند خود ایشان را فرستاده و حجت نموده است و اگر به واسطه نفس، او را شناختیم، او خود نفس را پدید آورده است. پس در واقع، به واسطه او، او را شناختیم.[٢]
آنگاه فيض مينويسد:
تفسیر کلینی دارای اجمال و ابهام است و مطلب را به خوبی روشن نمیسازد؛ لیکن تفسیر صدوق، راه معرفت و شناخت خدا را در معرفت به واسطه خود او منحصر ساخته است و این بر خلاف ظاهر حدیث است.[٣]
بنا بر ظاهر حدیث، راه دیگری غیر از این وجود دارد که برتر و صحیحتر است.
فیض همچنین در مورد روش حکما مینویسد:
دیدگاه حکما [در این مورد]، از طریق اثبات باری تعالی به واسطه ذات خویش صورت
میگیرد، نه شناخت او با ذات خود. اثبات یک چیز متفاوت از شناخت آن است. سخن در اینجا دربارۀ اثبات خداوند نیست، بلکه در مورد معرفت و شناخت اوست. چون آنها وجود خداوند
را بدیهی و فطری دانستهاند؛ چنانکه در آیهGفِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَاF[٤] اشاره
شده است.
در آیات مختلف قرآن، نسبت به این مطلب اشاره شده است؛ مثل آیه Gأَلَسْتُ
بِرَبِّكُمْ...F[٥] و سخن ابراهیم٧ که فرمود: Gهذَا رَبِّي...F[٦] و نیز آنچه فرعون گفت: Gوَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَF.[٧]
[١]. الوافی، ج١، مقدمه مصحح.
[٢]. نقد الأصول الفقهية، ص١.
[٣]. الوافی، ج٤، ص١٣٩.
[٤]. الكافي، ج؟، ص٤٩.
[٥]. الوافي، ج١، ص١٣٦.
[٦]. همان، ج١، ص٣٣٨.
[٧]. الكافي، ج١، ص٨٥.