موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥١ - طلاق خُلْع
احكام رجوع كردن
مسأله ٢٥٢٤- در طلاق رجعى مرد به دو قسم مىتواند به زن خود رجوع كند: اول:
حرفى بزند كه معنايش اين باشد كه او را دوباره زن خود قرار داده است. دوم: كارى كند كه از آن بفهمند رجوع كرده است.
مسأله ٢٥٢٥- براى رجوع كردن لازم نيست مرد شاهد بگيرد، يا به زن خبر دهد، بلكه اگر بدون اين كه كسى بفهمد، بگويد به زنم رجوع كردم صحيح است.
مسأله ٢٥٢٦- مردى كه زن خود را طلاق رجعى داده، اگر مالى از او بگيرد و با او صلح كند كه ديگر به او رجوع نكند، حق رجوع از بين نمىرود.
مسأله ٢٥٢٧- اگر زنى را دوبار طلاق دهد و به او رجوع كند. يا دوبار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش كند، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام است، ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند، با چهار شرط به شوهر اول حلال مىشود؛ يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد: اول: آن كه عقد شوهر دوم هميشگى باشد، و اگر مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را صيغه كند، بعد از آن كه از او جدا شد، شوهر اول نمىتواند او را عقد كند. دوم: شوهر دوم بالغ باشد و با او نزديكى و دخول كند. و بنابر احتياط واجب بايد انزال شود. سوم: شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد. چهارم: عدّه طلاق يا عدّه وفات شوهر دوم تمام شود.
طلاق خُلْع
مسأله ٢٥٢٨- طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد طلاق خلع گويند.
مسأله ٢٥٢٩- اگر شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد مىگويد:
«زَوْجَتِي فاطِمَةُ خالَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ»
يعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است.