موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٠ - طلاق بائن و طلاق رِجْعِى
مسأله ٢٥١٩- اگر زن يقين كند كه شوهرش مرده و بعد از تمام شدن عدّه وفات، شوهر كند، چنانچه معلوم شود شوهر او بعداً مرده است، بايد از شوهر دوم جدا شود و در صورتى كه آبستن باشد، به مقدارى كه در عدّه طلاق گفته شد، براى شوهر دوم عدّه طلاق و بعد براى شوهر اول عدّه وفات نگه دارد و اگر آبستن نباشد، براى شوهر اول عدّه وفات و بعد براى شوهر دوم عدّه طلاق نگه دارد.
مسأله ٢٥٢٠- ابتداى عدّه وفات از موقعى است كه زن از مرگ شوهر مطلع شود.
مسأله ٢٥٢١- اگر زن بگويد عدّهام تمام شده، با دو شرط از او قبول مىشود: اول، آن كه مورد تهمت نباشد. دوم: از طلاق يا مردن شوهرش به قدرى گذشته باشد كه در آن مدت تمام شدن عدّه ممكن باشد.
طلاق بائن و طلاق رِجْعِى
مسأله ٢٥٢٢- طلاق بائن آن است كه بعد از طلاق، مرد حق ندارد به زن خود رجوع كند؛ يعنى بدون عقد او را به زنى قبول نمايد، و آن بر پنج قسم است: اول: طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده باشد. دوم: طلاق زنى كه يائسه باشد؛ يعنى اگر سيده است بيشتر از شصت سال و اگر سيده نيست بيشتر از پنجاه سال داشته باشد. سوم: طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد. چهارم: طلاق سوم زنى كه او را سه دفعه طلاق دادهاند. پنجم: طلاق خلع و مبارات و احكام اينها بعداً گفته خواهد شد و غير اينها طلاق رجعى است كه بعد از طلاق تا وقتى زن در عدّه است مرد مىتواند به او رجوع نمايد.
مسأله ٢٥٢٣- كسى كه زنش را طلاق رجعى داده، حرام است او را از خانهاى كه موقع طلاق در آن خانه بوده بيرون كند، ولى در بعضى از مواقع كه در كتابهاى مفصل گفته شده، بيرون كردن او اشكال ندارد، و نيز حرام است زن براى كارهاى غيرلازم از آن خانه بيرون رود.