موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - احكام كفالت
احكام كفالت
مسأله ٢٣٢٢- كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست، به دست او بدهد و همچنين اگر كسى بر ديگرى حقى داشته باشد يا ادعاى حقى كند كه دعواى او قابل قبول باشد چنانچه انسان ضامن شود كه هر وقت صاحب حق يا مدعى طرف را خواست به دست او بدهد عملش را كفالت و به كسى كه اينطور ضامن مىشود كفيل مىگويند.
مسأله ٢٣٢٣- كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر لفظى اگرچه عربى نباشد به طلبكار بگويد كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى به دست تو بدهم و طلبكار هم قبول نمايد.
مسأله ٢٣٢٤- كفيل بايد مكلف و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد.
مسأله ٢٣٢٥- يكى از هفت چيز، كفالت را بههم مىزند: اول: كفيل بدهكار را به دست طلبكار بدهد. دوم: طلب طلبكار داده شود، سوم: طلبكار از طلب خود بگذرد، چهارم: بدهكار بميرد. پنجم: طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند. ششم:
كفيل بميرد. هفتم: كسى كه صاحب حق است به وسيله حواله يا طور ديگرى حق خود را به ديگرى واگذار نمايد.
مسأله ٢٣٢٦- اگر كسى به زور، بدهكار را از دست طلبكار رها كند، كسى كه بدهكار را رها كرده، بايد او را به دست طلبكار بدهد.