موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٨ - مسائل متفرقه اجاره
را به او بگويد و مريض دوا را بخورد، چنانچه در معالجه خطا كند و به مريض ضررى برسد يا بميرد، دكتر ضامن است. ولى اگر فقط بگويد فلان دوا براى فلان مرض فايده دارد و به واسطه خوردن دوا ضررى به مريض برسد، يا بميرد دكتر ضامن نيست.
مسأله ٢٢٠٦- هرگاه دكتر به مريض يا ولىّ او بگويد كه اگر ضررى به مريض برسد ضامن نباشد، در صورتى كه دقت و احتياط خود را بكند و به مريض ضررى برسد، يا بميرد، دكتر ضامن نيست.
مسأله ٢٢٠٧- مستأجر و كسى كه چيزى را اجاره داده، با رضايت يكديگر مىتوانند معامله را بههم بزنند و نيز اگر در اجاره شرط كنند كه هر دو يا يكى از آنان حق بههم زدن معامله را داشته باشند، مىتوانند مطابق قرارداد، اجاره را بههم بزنند.
مسأله ٢٢٠٨- اگر اجاره دهنده، يا مستأجر بفهمد كه مغبون شده است، چنانچه در موقع خواندن صيغه ملتفت نباشد كه مغبون است، مىتواند اجاره را بههم بزند. ولى اگر در صيغه اجاره شرط كنند كه اگر مغبون هم باشند حق بههم زدن معامله را نداشته باشند، نمىتوانند اجاره را بههم بزنند.
مسأله ٢٢٠٩- اگر چيزى را اجاره دهد و پيش از آن كه تحويل دهد كسى آن را غصب نمايد، مستأجر مىتواند اجاره را بههم بزند و چيزى را كه به اجاره دهنده داده پس بگيرد، يا اجاره را بههم نزند و اجاره مدتى را كه در تصرف غصب كننده بوده به ميزان معمول از او بگيرد، پس اگر حيوانى را يك ماهه به ده تومان اجاره نمايد و كسى آن را ده روز غصب كند و اجاره معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد مىتواند پانزده تومان را از غصب كننده بگيرد.
مسأله ٢٢١٠- اگر چيزى را كه اجاره كرده تحويل بگيرد، و بعد ديگرى آن را غصب كند، نمىتواند اجاره را بههم بزند و فقط حق دارد كرايه آن چيز را به مقدار معمول از غصب كننده بگيرد.