موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٥ - نماز مسافر
مسأله ١٣١١- راننده و دورهگردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مىكند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣١٢- كسى كه شغلش مسافرت است اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، چه بدون قصد بماند، بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مىرود، نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣١٣- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر در غير وطن خود ده روز بماند در سفر اولى كه بعد از ده روز مىرود، بايد نماز را شكسته بخواند. چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد يا نداشته باشد.
مسأله ١٣١٤- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر شك كند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣١٥- كسى كه در شهرها سياحت مىكند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣١٦- كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلًا در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى پى در پى مىكند، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣١٧- كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مىخواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند، اگر شغلش مسافرت نباشد بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.
شرط هشتم: آن كه به حد ترخص برسد؛ يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند به قدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست به قدرى دور شود كه منارهها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملًا معلوم نباشد كافى است.
مسأله ١٣١٨- كسى كه به سفر مىرود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار