موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٥ - مراتب امر به معروف و نهى از منكر
و با چهره عبوس با او ملاقات كند، و هم او را امر به معروف كند لفظاً و نهى كند لفظاً.
مسأله ٢٨١٨- مرتبه سوم توسل به زور و جبر است، پس اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه ترك منكر نمىكند يا واجب را بهجا نمىآورد مگر با اعمال زور و جبر، واجب است لكن بايد تجاوز از قدر لازم نكند.
مسأله ٢٨١٩- اگر ممكن شود جلوگيرى از معصيت به اين كه بين شخص و معصيت حايل شود و با اين نحو مانع از معصيت شود، لازم است اقتصار به آن اگر محذور آن كمتر از چيزهاى ديگر باشد.
مسأله ٢٨٢٠- اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر اين كه دست معصيتكار را بگيرد يا او را از محل معصيت بيرون كند يا در آلتى كه به آن معصيت مىكند تصرف كند، جايز است، بلكه واجب است عمل كند.
مسأله ٢٨٢١- جايز نيست اموال محترمه معصيتكار را تلف كند مگر آن كه لازمه جلوگيرى از معصيت باشد، در اين صورت اگر تلف كند ضامن نيست ظاهراً، و در غير اين صورت، ضامن و معصيتكار است.
مسأله ٢٨٢٢- اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر حبس نمودن معصيتكار در محلى، يا منع نمودن از آن كه به محلى وارد شود، واجب است با مراعات مقدار لازم و تجاوز ننمودن از آن.
مسأله ٢٨٢٣- اگر توقف داشته باشد جلوگيرى از معصيت، بر كتك زدن و سخت گرفتن بر شخص معصيتكار، و در مضيقه قرار دادن او، جايز است، لكن لازم است مراعات شود كه زيادهروى نشود، و بهتر آن است كه در اين امر و نظير آن اجازه از مجتهد جامعالشرايط گرفته شود.
مسأله ٢٨٢٤- اگر جلوگيرى از منكرات و اقامه واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل، جايز نيست مگر به اذن مجتهد جامع الشرايط با حصول شرايط آن.