مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - برهان نفی دایره
که چنین نیست. به عبارت دیگر علم جدید طرفدار نظریه ترکب جسم از ذرّات صغار غیر صلبه شد.
پس آنچه حکمای قدیم در ردّ نظریه ذیمقراطیس اصرار میورزند و برهان اقامه میکنند قسمت دوم نظریه اوست و آنچه علم جدید اثبات کرده و تأیید نموده قسمت اوّل نظریه اوست؛ و به عبارت دیگر آنچه حکما ابطال کردند نظریه ترکب جسم از ذرّات صغار صلبه است و آنچه علم جدید اثبات کرد نظریه ترکب جسم از ذرّات صغار غیر صلبه است.
امّا برهان: این برهان، برهان سادهای است و مبتنی است بر یک اصل کلّی و بدیهی که با این عبارت بیان میشود: «حکم الامثال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحد» یعنی اموری که در ذات خود مانند هماند و اختلافی ندارند، از نظر احکام و آثار نیز مانند هم خواهند بود. اکنون با توجّه به این اصل میگوییم:
ذرّات ذیمقراطیسی، دارای ابعاد (طول و عرض و عمق) میباشند. ما دو ذرّه را در نظر میگیریم و حساب خود را روی آن دو ذرّه انجام میدهیم. هر یک از این دو ذرّه را در عالم ذهن خود به دو جزء کوچکتر تقسیم میکنیم؛ مثلًا ذرّه «الف» را به دو جزء «ب» و «ج» و ذرّه «د» را به دو جزء «ه» و «و» تقسیم میکنیم و با خطوطی که روی آن ذرّهها رسم میکنیم «ب» و «ج» و «ه» و «و» را مشخّص مینماییم. اکنون میگوییم طبق نظریه ذیمقراطیس «ب» و «ج» باید به هم پیوسته باشند و گسستن آنها از یکدیگر محال است و همچنین «ه» و «و» باید به هم پیوسته باشند و گسستن آنها محال است، اما «ب» و «ه» و همچنین «ج» و «و» و همچنین «ب» و «و» و همچنین «ج» و «ه» باید از هم گسسته باشند و پیوستن آنها محال است.
پرسشی که اینجا بلا جواب میماند این است که چرا چنین است؟ بنا بر نظر ذیمقراطیس همه ذرّات خرد از لحاظ طبیعت، واحدند یعنی ذات واحد و طبع واحد دارند و قهراً خاصیت و اثر واحد دارند؛ اگر مقتضای آن طبیعت، پیوستن است باید همه ذرّات، یک جسم پیوسته را به وجود آورند و اگر مقتضای طبیعت، گسستن است باید هر جزء نیز تبدیل به دو جزء دیگر و آن جزءها نیز تبدیل به دو جزء دیگر شوند و در نتیجه جزء و جسمی وجود نداشته باشد. پس باقی میماند که طبیعت جسم نه اقتضای پیوستن داشته باشد و نه اقتضای گسستن، بلکه امکان هر دو را دارا باشد و تحت تأثیر عوامل خارجی گاهی پیوسته و گاهی گسسته بشود.