مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٩ - اشکال و مناقشه
است. از طرف دیگر جوجه حامل استعداد مرغ شدن است یعنی مادّه اوست و خود حالت مرغی فعلیت جوجه است. پس ما در اینجا سه مرحله داریم:
حالت تخم مرغی، حالت جوجهای، حالت مرغی.
از این سه مرحله، مرحله وسط (یعنی مرحله جوجهای) مرحله فعلیت حالت اوّل و استعداد حالت سوم است؛ و به عبارت دیگر حالت اوّل، جوجه بالقوّه است، حالت سوم مرغ بالفعل است و حالت دوم جوجه بالفعل و مرغ بالقوّه است.
علیهذا جواب سؤال دوم این است که رابطه دو علّت داخلی یعنی علّت مادّی و علّت صوری از نوع رابطه دو مرحله از یک واقعیت است.
اشکال و مناقشه
در اینجا مطلبی هست که طبق آن میتوان در آنچه در پاسخ پرسش اوّل و دوم گفته شد مناقشه کرد:
حکمای مشّاء جسم را مرکب از دو حیثیت واقعی میدانند و نام آن دو حیثیت را «مادّه» و «صورت» میگذارند. برهان عمدهای که بر اثبات مدّعای خود اقامه میکنند برهان قوّه و فعل است. ولی حکمای اشراق منکر ترکیب جسم از مادّه و صورت میباشند و برهان قوّه و فعل را ناتمام میدانند.
توضیح اینکه آنچه مسلّم است این است که هر جسم در عین اینکه بالفعل حقیقتی از حقایق است امکان اینکه شیء دیگر بشود در او هست، مثل تخم مرغ که در عین اینکه بالفعل تخم مرغ است بالقوّه جوجه است. راجع به این دو حیثیت یعنی حیثیت قوّه و حیثیت فعلیت دو نظر است:
یک نظر اینکه این دو حیثیت فقط دو اعتبار و دو اضافه است و در خارج یک حیثیت بیش نیست؛ یعنی همان حیثیت واقعی که فی المثل مناط فعلیت تخم مرغی است مناط استعداد جوجه شدن است. آن حیثیت واحد اگر با حال حاضر و به خودی خود و فی نفسه اعتبار شود فعلیت است و اگر با حال آینده اعتبار شود قوّه و استعداد است؛ مانند اینکه مکان معینی را اگر در نظر بگیریم، آن مکان نسبت به مکانی ممکن است فوقیت داشته باشد و نسبت به مکانی دیگر تحتیت؛ و همچنین زمان معین (مثلًا دیروز) نسبت به یک زمان (مثلًا پریروز) بعد است و نسبت به زمان دیگر (مثلًا