مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - نسب اربعه
و یا هر یک از این دو بر تمام افراد دیگری صدق میکند؛ یعنی قلمرو هر دو کلی یکی است. در این صورت نسبت میان این دو کلی نسبت «تساوی» است و آن دو کلی را «متساویین» میخوانند.
و یا این است که یکی بر تمام افراد دیگری صدق میکند و تمام قلمرو آن را در بر میگیرد اما دیگری تمام قلمرو اولی را در بر نمیگیرد بلکه بعضی از آن را در بر میگیرد. در این صورت نسبت میان آن دو کلی نسبت «عموم و خصوص مطلق» است و آن دو کلی را «عام و خاص مطلق» میخوانند.
و یا این است که هر کدام از آنها بر بعضی از افراد دیگری صدق میکند و در بعضی از قلمروهای خود با یکدیگر اشتراک دارند و اما هر کدام بر افرادی صدق میکند که دیگری صدق نمیکند یعنی هر کدام قلمرو جداگانه نیز دارند. در این صورت نسبت میان آن دو کلی «عموم و خصوص من وجه» است و آن دو کلی را «عام و خاص من وجه» میخوانند.
اول مثل «انسان» و «درخت»، که هیچ انسان درخت نیست و هیچ درخت انسان نیست، نه انسان شامل [افراد] درخت میشود و نه درخت شامل افراد انسان میشود، نه انسان چیزی از قلمرو درخت را در بر میگیرد و نه درخت چیزی از قلمرو انسان را.
دوم مثل «انسان» و «تعجب کننده» که هر انسانی تعجب کننده است و هر تعجب کننده انسان است، قلمرو انسان همان قلمرو تعجب کننده است و قلمرو تعجب کننده همان قلمرو انسان است.
سوم مانند «انسان» و «حیوان»، که هر انسانی حیوان است اما هر حیوانی انسان نیست (مانند اسب که حیوان است ولی انسان نیست) بلکه بعضی حیوانها انساناند مثل افراد انسان که هم انساناند و هم حیوان.
چهارم مانند «انسان» و «سفید»، که بعضی انسانها سفیدند و بعضی سفیدها انساناند (انسانهای سفید پوست) اما بعضی انسانها سفید نیستند (انسانهای سیاه و زرد) و بعضی سفیدها انسان نیستند (مانند برف که سفید هست ولی انسان نیست).
در حقیقت دو کلی متباین مانند دو دایرهای هستند که از یکدیگر جدا هستند و از داخل یکدیگر نمیگذرند؛ دو کلی متساوی مانند دو دایرهای هستند که بر روی یکدیگر قرار گرفتهاند و کاملًا بر یکدیگر منطبقند؛ دو کلی عام و خاص مطلق مانند دو دایرهای هستند که یکی کوچکتر از دیگری است و دایره کوچکتر در داخل دایره