مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦ - غرر اوّل موادّ ثلاث
او نبود. امّا «کان ناقصه» عبارت است از آنکه هم نیازمند به اسم است و هم نیازمند به خبر، مثل اینکه میگوییم: «کان زید قائماً» یعنی زید ایستاده بود. اگر مثلًا بگوییم: «سعدی بوده است» (کان السّعدی) کان تامّه است. امّا اگر بگوییم: «سعدی شاعر بوده است» (کان السعدی شاعراً) کان ناقصه است.
فلاسفه چون موضوع بحثشان «وجود» است، وجود را مطرح میکنند و میگویند: وجود یا محمولی است و یا رابط. منطقیین از آن نظر که موضوع بحثشان «معقولات ثانیه است» و «قضیه» یکی از معقولات ثانیه است، قضیه را مطرح میکنند و میگویند: قضیه یا ثنائیه است و یا ثلاثیه. و نحویین چون موضوع بحثشان الفاظ و کلمات است، کلمه «کان» را مطرح میکنند و میگویند: کان بر دو قسم است: کان تامّه و کان ناقصه. اصطلاح فلاسفه «تعبیر عینی» این مطلب است و اصطلاح منطقیین «تعبیر ذهنی» و اصطلاح نحویین «تعبیر لفظی» آن است.
تا اینجا بحث در تقسیم وجود بود به رابط و محمولی. فلاسفه، تقسیم دومی به کار میبرند، میگویند وجود محمولی که وجود فی نفسه است نیز به نوبه خود بر دو قسم است:
الف. نفسی.
ب. رابطی.
وجود نفسی یعنی آن وجودی که علاوه بر فی نفسه بودن، لنفسه نیز هست؛ یعنی علاوه بر اینکه صحیح است که محمول واقع شود و مستقلّ در تصوّر است، مستقلّ از موضوع نیز هست؛ یعنی یک وجود عارضی که حالت و عارض یک شیء دیگر بوده باشد و برای شیء دیگر موجود باشد نیست، بلکه خود برای خود موجود است و حالت و صفت و عارض بر شیء دیگر نیست؛ مانند انسان و جماد و نبات.
امّا وجود رابطی که آن را وجود «ناعت» یا «ناعتی» نیز میگویند هر چند از لحاظ تصوّر مستقلّ است و صلاحیت دارد که محمول واقع شود، اما همواره حالت و صفت و عارض بر یک شیء دیگر است و برای شیء دیگر موجود است نه برای خود، مانند سفیدی، گرمی، بلندی، کوتاهی، شیرینی و غیره. اینها همه، وجودشان برای شیء