مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - غرر دوّم اشتراک وجود
برده میشود.
و یا این است که آن لفظ بیش از یک معنی و مفهوم ندارد ولی آن معنی و مفهوم طوری است که عمومیت دارد و بر اشیاء متعدد صدق میکند؛ مثل اینکه به زید اشاره میکنیم و میگوییم «انسان است»، به عمرو نیز اشاره میکنیم و میگوییم «انسان است»، به حسن نیز اشاره میکنیم و میگوییم «انسان است». در اینجا لفظ «انسان» از یک معنی و خصوصیتی حکایت میکند که آن خصوصیت هم در زید هست و هم در عمرو و هم در حسن. پس آن چیزی که زید و عمرو و حسن در آن با یکدیگر شریکند یک خصوصیتی است ماورای لفظ، و علت اینکه این لفظ در همه این موارد به کار برده میشود این است که این لفظ نماینده معنایی است که آن معنی عامّ است و در موارد متعدد وجود دارد.
اکنون ببینیم لفظ «وجود» که بر همه اشیاء صدق میکند از نوع لفظ «شیر» است که در هر جا یک مفهوم و معنی جداگانه دارد و یا از نوع لفظ «انسان» است که نماینده یک مفهوم عامّ است؟
مراجعه به وجدانیات ذهنی، شکی باقی نمیگذارد که لفظ «وجود» از نوع دوم است نه از نوع اوّل، و توجه کامل به مدعای فلاسفه در این باب ما را از اقامه برهان بی نیاز میکند [١]. در عین حال چون این امر واضح، بر بعضی از اهل نظر اشتباه شده است دلایلی بر آن اقامه شده است که ما به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
یعطِی اشتِراکه صلُوح المَقسَم | کذلِک اتِّحادُ مَعنَی العَدَمِ | |