مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - تعریف معقولات ثانیه و فرق آنها با معقولات اوّلیه
دارند یعنی اختصاص به نوع خاص و جنس خاص و مقوله خاص ندارند و نمیتوان یک شیء یا یک عدّه از اشیاء را در میان سایر اشیاء متمایز کرد و آنها را به عنوان مصادیق آن مفهوم نشان داد و لهذا معقولات ثانیه از امور عامّه محسوب میشود. به عبارت دیگر معقولات اوّلیه فاقد جنبه فلسفی و عمومی است امّا معقولات ثانیه واجد جنبه فلسفی است. معقولات ثانیه وسیلهای است برای ذهن که علی رغم تصوّرات ماهوی که انواع و اجناس به صورت جدا و مباین تصوّر میشود، تمام جهان را تحت مفاهیم و عناوین مشترک و مشابهی در میآورد. اگر ما معقولات ثانیه را نداشتیم، مفاهیم عامّه که سراسر هستی را شامل شود نداشتیم و اگر مفاهیم عامّه را نداشتیم «فلسفه» به معنای حقیقی کلمه را نداشتیم و اگر مبانی اوّلیه فلسفه را نداشتیم هیچ علمی از علوم گوناگون را نداشتیم [١].
معمولًا حکما اهمیت ذهن انسان را در مقابل ذهن حیوانات از جنبه «کلّی سازی» دانسته و در تعریف انسان گفتهاند «حیوانی است ناطق» و مقصود از «نطق» را ادراک کلیات گرفتهاند و فرق عمده انسان و حیوان را واجد بودن قوّه تجرید و تعمیم و ادراک کلیات دانستهاند، ولی حقیقت این است که اهمّیت بیشتر ذهن انسان از جهت ادراک معقولات ثانیه است و فرق عمدهای که انسان با حیوان دارد از ناحیه ادراک همین معقولات ثانیه است. انتزاع معقولات ثانیه یک درجه عالیتر از درجه تجرید و تعمیم است. البته به واسطه قوّه تعمیم، ذهن قادر میشود که مفاهیم کلّی بسازد ولی به واسطه معقولات ثانیه است که میتواند از این مفاهیم کلّی قضایای ضروری، و از قضایا قیاس بسازد و از قیاسات استنتاج کرده و علومی را به وجود آورد و فکر و فلسفه داشته باشد و بالاخره از طرز فکر منطقی برخوردار باشد. علیهذا اگر در تعریف «انسان» بگوییم «حیوان ناطق فیلسوف» و یا بگوییم «حیوان فیلسوف» و مقصود خود را این طور توضیح دهیم که انسان حیوانی است که میتواند مفاهیم عامّه فلسفی را درک کند، تعریفی جامعتر، کاملتر و صحیح تر برای «انسان» ارائه کردهایم.
همین مفاهیم عامّه است که با به کار بردن آنها «فلسفه» به عنوان یک فنّ خاص در برابر سایر علوم قرار میگیرد و با دخالت کردن همین مفاهیم است که از معقولات اوّلیه- که در علوم به کار برده میشود- قضایا و قیاسات و استنتاجات به وجود میآید.
[١]. این مطلب در پاورقیهای جلد دوم اصول فلسفه و روش رئالیسم تا حدّی توضیح داده شده است.