مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٧ - وجه اختلاف دو طرز فکر قدیم و جدید در باب حرکت
قوّهای که از خارج بر وی وارد آید و او را به حرکت در آورد و هم او یا قوّه خارجی دیگر حرکت آن مادّه را ادامه دهد، بدون شک با فرضیه دوم متناقض است و نه تنها آزمایشهای علمی جدید آن را ابطال میکند، دلائل عقلی فلسفی نیز با آن موافقت ندارد و بلکه بر خلاف محسوسات و مشهودات است.
و امّا اگر فرضیه اوّل را این طور تقریر کنیم که مادّه در حرکت خود به قوّه محرّکهای احتیاج دارد و با دلائل ثابت کنیم که قوّه به حرکت آورنده جسم و ادامه دهنده آن حرکت، ضربههای خارجی نیست بلکه طبیعتی است در خود مادّه متحرّک که با وی متّحد است و آن طبیعت غیر قابل شناختن به وسیله احساس است و تنها با عقل میتوان به وجود آن اذعان کرد و اثر ضربههای خارجی را به طور مستقیم بر حرکت جسم ندانیم بلکه اثر آنها را بر روی طبایع و اثر طبایع را بر روی جسم بدانیم، در این صورت نظر جدید نظر قدیم را رد نمیکند، زیرا آنچه آزمایش نشان میدهد که مادّه در تغییر حرکت احتیاج به قوّه دارد نه در خود حرکت، نظر به ضربهها و قوّههای خارج از حوزه وجود خود مادّه است، ولی فرضیه فلسفی قدیم که حرکت مادّه را دائما محتاج به قوّه میداند به ضربهها و قوّههای خارجی نظر ندارد، این فرضیه ناظر به طبیعت متّصل و متّحد با خود جسم است که همواره همراه وی است، این فرضیه اثر قوّههای خارجی را بر روی طبیعت جسم میانگارد نه بر روی حرکت جسم. پس اگر مدّعی شویم که هرگاه جسمی در فضایی به حرکت در آید و به مانعی برخورد نکند تا ابد به حرکت خود ادامه خواهد داد، این ادّعا میتواند هم مورد قبول علم جدید و هم مورد قبول علم قدیم (البتّه بنا بر تفسیر دوم) بوده باشد، منتهای مطلب این است که نظریه فلسفی قدیم میگوید آن جسم از آن جهت به حرکت خود ادامه میدهد که قوّه محرّکهای در درون خود دارد و نظریه علمی جدید که فرض قوّه محرّکه داخلی از راه تجربه و آزمایش برایش محقّق نشده است اینچنین تعبیر میکند که چون جسم در حرکت خود به قوّه محرّکه احتیاج ندارد پس برای همیشه به حرکت خود ادامه میدهد، ولی البتّه مقصود وی از «قوّه محرّکه» نیروی خارجی است.
پس آنچه نظریه فلسفی قدیم در باب «احتیاج حرکت به محرّک» روی اصول فلسفی مخصوص به خود اثبات میکند قوّه محرّکه داخلی است و آنچه نظریه علمی جدید طبق روش مخصوص به خود آن را نفی میکند لزوم قوّه محرّکه خارجی است.
پس مورد نفی و اثبات دو تاست و تعارضی در کار نیست و هر یک از این دو نظریه با