مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٩ - بحث و انتقاد
مقابل ضربهای که از خارج وارد شده نشان میدهد. هیچ دانشمندی [١] از دانشمندان پیشین معتقد نبوده است که هر حرکت برای اینکه دوام پیدا کند نیازمند به نیروی خارجی است که دائما همراه آن باشد و بر روی آن اثر بگذارد.
به نظر میرسد این اشتباه از آنجا پیدا شده که در سخنان فلاسفه لزوم نیروی محرّکه را دیدهاند و پنداشتهاند که مقصود فلاسفه از نیروی محرّکه، نیروهای خارجی وارد بر جسم است که مورد توجّه علمای طبیعی و فیزیک است. آنچه فیزیک (یا طبیعیات) جدید به ثبوت رسانیده است عدم نیازمندی حرکت است به نیرویی که از خارج بر جسم وارد شده باشد، و امّا بی نیازی حرکت از نیروی داخلی و ذاتی جسم و اینکه اساساً آیا هر جسمی دارای یک نیروی داخلی و ذاتی هست یا نیست، نه مورد نظر فیزیک است و نه میتواند باشد.
و امّا از جنبه عملی: قبلًا گفتیم که درباره عدم قسر دو نظر است: طبق یک نظر حرکت قسری قابل دوام نیست هر چند در خلأ صورت گیرد و به هیچ گونه عایق و مانعی بر نخورد. بدیهی است که این نظر با قانون «جبر در حرکت» مخالف است. ولی طبق نظر دیگر، حرکت قسری تنها در زمینه برخورد به مانعها کم کم خاصیت خود را از دست میدهد، امّا اگر فرض کنیم که این حرکت در خلأ صورت گیرد هرگز باز نمیایستد؛ و این نظر صددرصد با قانون «جبر در حرکت» منطبق است.
میتوان گفت مورد اختلاف نظر قدیم و جدید در حرکتهایی است که قدما آنها را «طبعی» مینامیدند (نه در حرکات به اصطلاح «قسری»). طبق عقیده قدما حرکت طبعی میتواند با برخورد به موانع کوچک برای همیشه به سیر و وضع خود ادامه دهد، ولی طبق عقیده علمای جدید هیچ حرکتی نیست که تدریجا به واسطه برخورد به موانع (هر چند جزئی باشد) خاصیت خود را از دست ندهد [٢].
[١]. طبق آنچه از کتاب نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت ظاهر میشود خود ارسطو معتقد بوده است که نیروی دهنده حرکت، جذب یا دفع هواست. علیهذا خود ارسطو قائل بوده است که در حال قسر همیشه عامل خارجی باید دخالت کند.[٢]. به طور خلاصه اختلاف نظر علمای قدیم و جدید در باب «حرکت» در دو مرحله است:
مرحله اوّل اینکه علمای قدیم میگویند حرکت در ادامه خود به نیرو احتیاج دارد و مادامی که آن نیرو ادامه پیدا کند حرکت ادامه پیدا میکند و الّا نه؛ ولی علمای جدید میگویند ادامه حرکت خاصیت خود جسم است که به اصطلاح «قابل» است، احتیاج به فاعل و نیرو در تغییر حرکت است که گاهی «متّصل» میشود به حدوث حرکت