مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٣ - وجه اختلاف دو طرز فکر قدیم و جدید در باب حرکت
و اصل دیگری مبنی بر اینکه طبیعت مساوی است با تحرّک، برهانی را از طرف ارسطو و ارسطوئیین به وجود آورده است که نتیجهاش اثبات «محرّک اوّل» است. فعلا متن آنچه ارسطو یا پیروان یونانی و یا اسکندرانی وی در تقریر این برهان گفتهاند در دست ما نیست. ما مطلب را از دید فلاسفه اسلامی تقریر نموده و ضمنا به تقریر دیگری برای همین مطلب بدون آنکه به طور جزم به کسی نسبت بدهیم نیز اشاره میکنیم و آنگاه بین نظر قدیم و جدید مقایسه به عمل میآوریم.
مطابق تقریر حکمای اسلامی حرکت احتیاج دارد به قوّه و نیرویی که آن حرکت را به وجود آورده و هرگز علّت حرکت از خود حرکت جدا نیست؛ یعنی چنین نیست که حرکت تنها در آغاز کار و در حدوث خود محتاج به علّت باشد بلکه در بقای خود نیز (هر چند حرکت عین حدوث تدریجی است) محتاج به علّت است؛ و از همین جا نظر دیگری پدید آمده است مبنی بر اینکه علّت متغیر، متغیر است؛ یعنی علّت حرکت باید مانند خود حرکت دارای تغیر بوده باشد و هرگز ممکن نیست که یک امر ثابت و ساکن، علّت یک امر متغیر و متدرّج واقع شود [١]. به هر حال اصل اوّل برای اثبات محرّک اول این است که: حرکت احتیاج به محرّک دارد.
اصل دوم این است که آن قوّه محرّکه یا خود متحرّک است و یا ثابت؛ اگر ثابت است یعنی خالی از حرکت است پس جسم نیست، زیرا هر جسمی متحرّک است و یا لا اقل قابل تحرّک است، و محرّک غیر جسمانی همان است که ارسطو از آن به «محرّک اوّل» تعبیر کرده است؛ و اگر آن محرّک، متحرّک است پس به حکم اینکه هر متحرّکی به قوّه محرّکهای احتیاج دارد وجود یک محرّک دیگر برای این محرّک ضرورت دارد.
اکنون نقل کلام میکنیم به این محرّک؛ اگر ثابت است پس غیر جسمانی است و ثبت المطلوب و اگر آن هم متحرّک است پس او نیز به محرّکی دیگر احتیاج دارد و بالاخره اگر منتهی نشود به محرّکی ثابت، مستلزم تسلسل علل غیر متناهیه است و تسلسل علل غیر متناهیه- چنانکه در فلسفه ثابت شده است- محال است. پس محال است که سلسله علل منتهی نشود به محرّکی ثابت یعنی غیر جسمانی. پس سلسله
[١]. این نظر منتهی شده است به بحثی عالی در باب «ربط حادث به قدیم» و «ربط متغیر به حادث» که از عمیقترین و عالیترین مباحث فلسفه الهی است، و این نظر یکی از اصولی است که صدرالمتألّهین آن را پایه اثبات حرکت جوهریه قرار داده است.