مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - ١ مطلب سوم رابطه علّت غائی و علّت فاعلی
١. مطلب سوم : رابطه علّت غائی و علّت فاعلی
این مطلب در حقیقت بیان رابطه علّت فاعلی و علّت غائی است [١]. مفاد بیت این بود که علّت غائی به حسب ماهیت، علّت علّت فاعلی است و به حسب وجود، معلول وی است؛ یعنی ماهیت علّت غائی، علّت علّت فاعلی است و وجود وی معلول آن است.
ابتدا قبول این مطلب مشکل است که یک چیز از نظر ماهیت، علّت چیزی باشد و از نظر وجود، معلول آن چیز؛ زیرا مگر نه این است که ماهیت و وجود دو واقعیت ندارند بلکه یک واقعیت است که هم مصداق ماهیت شیء است و هم عین وجود او؟
جواب این مشکل این است که مقصود این است که علّت غائی به حسب وجود ذهنی، علّت علّت فاعلی است و به حسب وجود خارجی، معلول وی است. ما اگر انسان را در افعالی که از وی اختیارا صادر میشود در نظر بگیریم میبینیم که انسان مادامی که غایتی را تصوّر نکند یعنی وجود ذهنی غایتی برایش حاصل نشود اراده کاری برایش پیدا نمیشود، و همینکه غایت و فایده کار در ذهنش منقّش شد آن وقت است که میل و ارادهاش منبعث میگردد و فعل از وی صادر میشود. پس انسان البتّه فاعل است ولی به شرط اینکه تصوّر ذهنی غایت برایش پیدا شود، و اگر این تصوّر برایش پیدا نشود انسان فاعل نیست. پس تصوّر ذهنی غایت است که انسان را فاعل میکند و اوست که علّت فاعلیت انسان است. پس درست است که بگوییم: وجود ذهنی غایت، علّت علّت فاعلی است.
و از طرف دیگر به حکم اینکه غایت و فایده، همان اثری است که بر فعل مترتّب است یعنی فعل انسان وسیله و سبب به وجود آمدن اوست، پس غایت به حسب وجود خارجی، اثر فعل انسان است.
مثلًا انسان تا تصوّر فایده قلم را نکند آن را نمیخرد، پس فایده قلم به حسب
[١] ما در گذشته تا اندازهای این مطلب را ذکر کردهایم و باز در اینجا برای توضیح این بیت از منظومه راجع به این مطلب به شرح بیشتری میپردازیم.