مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - کلّیات خمس
بزرگتر قرار گرفته است؛ و دو کلی عام و خاص من وجه مانند دو دایرهای هستند که متقاطعند و با دو قوس یکدیگر را قطع کردهاند.
در میان کلیات فقط همین چهار نوع نسبت ممکن است برقرار باشد؛ نسبت پنجم محال است، مثل این که فرض کنیم یک کلی شامل هیچیک از افراد دیگری نباشد ولی دیگری شامل تمام یا بعضی افراد آن بوده باشد.
کلّیات خمس
از جمله مباحث مقدماتی که منطقیین معمولًا آن را ذکر میکنند مبحث «کلّیات خمس» است. بحث کلیات خمس مربوط است به فلسفه نه منطق. فلاسفه در مباحث «ماهیت» به تفصیل در این مورد بحث میکنند. ولی نظر به این که بحث درباره «حدود» و «تعریفات» متوقف به آشنایی با کلیات خمس است منطقیین این بحث را مقدمه برای باب «حدود» میآورند و به آن نام «مدخل» یا «مقدّمه» میدهند.
میگویند هر کلی را که نسبت به افراد خود آن کلی در نظر بگیریم و رابطهاش را با افراد خودش بسنجیم از یکی از پنج قسم ذیل خارج نیست:
١. نوع
٢. جنس
٣. فصل
٤. عرض عام
٥. عرض خاص
زیرا یا آن کلی عین ذات و ماهیت افراد خود است و یا جزء ذات و یا خارج از ذات، و آنکه جزء ذات افراد خود است یا اعمّ است از ذات و یا مساوی است با ذات، و همچنین اگر خارج از ذات باشد یا اعمّ از ذات است یا مساوی با ذات. آن کلی که تمام ذات و تمام ماهیت افراد است «نوع» است، و آن کلی که جزء ذات افراد خود است ولی جزء اعم است «جنس» است، و آن کلی که جزء ذات افراد است ولی جزء مساوی است «فصل» است، و آن کلی که خارج از ذات افراد است ولی اعمّ از ذات افراد است «عرض عام» است، و آن کلی که خارج از ذات افراد است ولی مساوی با ذات است «عرض خاص» است.