مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٢ - برهان نفی دایره
لا یتجزّی آورده شد در اینجا جاری نیست، زیرا همه آن براهین مبنی بر این بود که ما آن اجزاء را از نظر ریاضی یعنی از نظر قوّه خیال و ذهن نیز غیر قابل تقسیم بدانیم.
حکما در ردّ نظریه ذیمقراطیس برهان دیگری اقامه میکنند که اکنون توضیح میدهیم.
مقدّمتاً باید بگوییم که نظریه ذیمقراطیس مشتمل بر دو اصل است: یکی این که اجسام بر خلاف آنچه در نظر ابتدائی احساس میشوند پیوسته و واحد نیستند بلکه مجموعهای از اجسام خردترند. دیگر این که آن اجسام خردتر، هم شکست ناپذیرند و هم پیوند ناپذیر؛ یعنی آن اجسام ریز همواره به یک حجم و به یک شکل باقی میمانند، نه به یکدیگر پیوند میشوند و از دو تا و یا بیشتر جسم بزرگتری به وجود میآید و نه دو قطعه میشوند و به صورت خردتر از آنچه هستند در میآیند.
حکما در ردّ نظریه ذیمقراطیس فقط به قسمت دوم نظریه او پرداخته یعنی تنها این جهت را مورد بحث قرار دادهاند که امکان ندارد اجسامی خرد یا کلان وجود داشته باشد که نه با یکدیگر پیوند بخورند و جسم بزرگتری به وجود بیاورند و نه تقسیم بپذیرند و به صورت اجسام خردتری درآیند.
حکما درباره قسمت اوّل نظریه ذیمقراطیس به بحث نپرداختهاند و مثل اینکه ردّ قسمت دوم نظریه او را برای ردّ قسمت اوّل نظریه او کافی پنداشتهاند روی این حساب که وقتی معلوم شد اجسام هر چند خرد باشند قابل پیوند و اتّصال و گسستن و انفصال میباشند پس دلیلی ندارد واحد جسم را خرد و نا محسوس فرض کنیم، چرا از اوّل نگوییم که واحد جسم همان است که محسوس است؟ به عبارت دیگر حکما نظریه ترکب جسم از ذرّات صغار صلبه را ابطال کردهاند امّا نظریه ترکب جسم از ذرّات صغار غیر صلبه را ابطال نکردهاند و این به یکی از دو جهت بوده است: یا از آن جهت که چون این نظریه طرفدارانی در قدیم نداشته است مورد غفلت واقع شده است و یا از آن جهت که- چنانکه اشاره شد- بطلان نظریه ذیمقراطیس را برای بطلان این نظریه کافی شمردهاند.
از طرف دیگر میدانیم که علم جدید نظریه ذیمقراطیس را تأیید کرد ولی در قسمت اوّل نظر او نه در قسمت دوم؛ یعنی علم جدید تأیید کرد که اجسام محسوس همه مجموعهای از ذرّات میباشند و آن ذرّات را «اتم» نامیدند زیرا در ابتدا مانند ذیمقراطیس میپنداشتند که آن ذرّات غیر قابل شکست میباشند ولی بعد معلوم شد