مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٠ - ٣ مطلب اوّل اصل علّیت غائی بر سراسر هستی حکمفرماست
٣. مطلب اوّل : اصل علّیت غائی بر سراسر هستی حکمفرماست
ما از سه مطلبی که در بیتهای گذشته آمده بود بر خلاف ترتیب کتاب منظومه مطلب دوم و سوم را- که یکی مربوط به رابطه علّت فاعلی و علّت غائی و دیگری مربوط به حرکت طبعی و قسری بود- بیان کردیم، باقی مانده مطلب اوّل که مربوط است به عمومیت اصل علّیت غائیه یعنی اینکه هر جا که علّیت هست همان طور که ناگزیر علّت فاعلی وجود دارد علّت غائی نیز وجود دارد و اصل علّیت غائیه بر سراسر کائنات و مخلوقات، اعمّ از مجرّد و مادّی و اعمّ از ذی شعور و غیر ذی شعور، حکمفرماست.
گفتیم که عقیده حکمای الهی این است که هر فعلی برای غایت و هدفی به وجود میآید [و] هر فاعلی کار خود را برای هدف و غایتی انجام میدهد.
در اینجا اشکالاتی پدید میآید. خلاصه آنها اینکه [علّیت] غائیه در مورد فاعلهایی صادق است که آن فاعلها صاحب قصد و اراده و شعور و ادراک بوده باشند و
و گاهی تغییر اندازه حرکت.
مرحله دوم اینکه علمای قدیم میگویند بعضی حرکتها (حرکت قسری) فی حدّذاته قابل دوام نیست، ولی علمای جدید میگویند خاصیت جسم ادامه حالتی است که داشته است مگر اینکه به مانع برخورد کند.
حلّ اختلاف اوّل به این است که نظر علمای قدیم به نیروی داخلی و نظر علمای جدید به نیروی خارجی است، علیهذا نتیجه یکی است و تفسیر دوتاست. امّا برای حل اختلاف دوم باید دید نظر قدما در عدم دوام قسر به چیست؟ آیا در مطلق حرکات است یا در خصوص حرکات انتقالی که همیشه در ملأ و محیط عایقدار صورت میگیرد؟ اگر نظرشان به این بوده است که خاصیت قسر این است که ولو به عایق و مانع بر نخورد دوام پیدا نکند، آنچنانکه از استدلال حاجی سبزواری (اذ مقتضی الحکمة و العنایة ...) بر میآید، البتّه میان نظر قدیم و جدید تضادّ است. و امّا اگر نظرشان در عدم دوام قسر به این است که چون همه حرکات (مکانی و انتقالی)، خواه طبعی و خواه قسری، در ملأ صورت میگیرد حرکت طبعی میتواند در صورتی که نیروی معاوق کمتر از نیروی طبیعت باشد ادامه پیدا کند، ولی حرکت قسری به نسبت معاوقها از نیرویش کاسته میشود تا به حدّ صفر برسد (و امّا اگر فرض کنیم حرکت مکانی در خلأ صورت گیرد برای همیشه ادامه پیدا میکند چنانکه شیخ گفته است: «لولا مصادمة الهواء المخروق لوصل الحجر المرمی الی سطح الفلک») در این صورت اختلاف نظر میان علمای قدیم و جدید از میان بر میخیزد (برای تفصیل بیشتر به «خاتمه» این فصل مراجعه شود؛ ایضا رجوع شود به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم، مقاله نهم).