درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - توجیهی دیگر برای سخن شیخ
عبارت شیخ که حرکت قطعی در خارج وجود ندارد و فقط در ذهن وجود دارد چیزی نیست که برای مثل شیخ بشود توجیه کرد که شیخ واقعاً منکر وجود حرکت قطعیه است. شاید شیخ که حرکت قطعی را در خارج انکار میکند مرادش نوعی وجود خاص است نه نوع وجودی که ما برای حرکت قطعیه قائل هستیم.
اوایلی که بحث حرکت توسطی و قطعی را طرح کردیم، عرض کردیم که اگر یک امر زمانی بخواهد وجود پیدا کند برای آن چند جور وجود میشود فرض کرد. یکی اینکه در «آن» حادث شود و در زمان استمرار داشته باشد، آنطور که این آقایان در باب حرکت توسطی قائلند.
نحوه دوم وجود امر زمانی این است که شیء تدریجاً در زمان حادث شود و در زمان هم باقی بماند یعنی تدریجی الحدوث باشد ولی مستمرالبقاء. گفتیم این نحوه از وجود در مقام مثال مانند خطی است که انسان با رأس مداد ایجاد میکند که حدوث خط، تدریجی است ولی آنچه که حادث میشود در زمان باقی میماند. این طور نیست که از یک طرف حادث و از طرف دیگر معدوم شود. همچنین وقتی که ما یک شیء را که حرکت میکند تماشا میکنیم، در ذهن ما حرکت تدریجاً رسم میشود ولی آنچه که رسم میشود، در ذهن ما به صورت یک امر ممتد باقی میماند.
نحوه سوم وجود امر زمانی این است که شیء تدریجاً حادث شود و تدریجاً هم فانی شود، یعنی حدوث و فنا و وجود و عدمش به نحوی توأم با یکدیگر باشد، که گفتیم حرکت قطعیه چنین چیزی است، یعنی تدریجاً حادث میشود و تدریجاً هم فانی میشود. هر جزئی از حرکت، در جزئی از زمان وجود دارد و در جزء بعد وجود ندارد. همینطور که زمان دائماً وجود پیدا میکند و معدوم میشود و یک لحظه بقا ندارد و حدوثش عین فنای آن است و تدریجاً حادث میشود، این امر زمانی هم که نامش حرکت است تدریجاً حادث میشود و با فنای زمان هم فانی میشود.
گفتیم حرکت قطعیه حدوث تدریجی و فنای تدریجی دارد و نگفتیم حدوث تدریجی دارد ولی مستمرالبقاء است. شاید شیخ که گفته است حرکت قطعیه در خارج وجود ندارد، مقصودش این نحوه از وجود بوده است؛ یعنی خواسته حرکت قطعیهای را که تدریجاً حادث بشود و بعد مستمرالبقاء باشد نفی کند. دلیل بر این مطلب این است که شیخ در لابلای عبارات خود، کلمهای را وارد کرده که این کلمه قرینه است بر اینکه شیخ در مقام نفی این نحو از وجود حرکت قطعی بوده است و آن قرینه، کلمه «حصولٌ قائم» است.