درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - مسئله صورت نوعیه
مفارق است. البته لازمه نفی اینکه علت مباشر، مفارق است این است که علت مباشر یک امر غیر مفارق است. اما این امر غیرمفارق را در باب حرکات اثبات نمیکنند و در اسفار هم در باب حرکت چگونگی اثبات آن را مطرح نمیکنند، بلکه در مباحث جواهر و اعراض بهطور تفصیلی به اثبات آن میپردازند. در اینجا برای توضیح مقصود از این فصل باید مسائلی را عرض کنم.
حرکت بدون جسم امکان ندارد
در فصل قبل اشاره کردیم که متحرک- یعنی آنچه حرکت را میپذیرد- باید جسمانی باشد. دلیل این مطلب چیست؟ دلیلی آنجا ذکر نکردند ولی دلیل مطلب این است که حرکت همیشه ملازم است با قوه (قوه به معنی استعداد در مقابل فعلیت) و قوه همیشه مستلزم صورت جسمیه است که این مطلب در جاهای دیگر باید اثبات شود. آنچه که اینها ماده اولی یا هیولای اولی مینامند همیشه به عنوان یک جزء از جسم وجود دارد. ما هیولای مجرد از جسم نداریم. علی الظاهر در اسفار در هیچ جا این مطلب را بحث نکرده است ولی بوعلی در الهیات شفا این بحث را طرح کرده است که آیا ماده به معنی هیولی امکان وجود بدون صورت جسمیه را دارد یا ندارد. بوعلی اثبات میکند که ندارد. وقتی که هیولی یا ماده اولی یا قوه محض بدون صورت جسمیه امکان وجود نداشته باشد و حرکت هم بدون قوه و هیولی امکان وجود نداشته باشد، پس حرکت بدون جسم امکان وجود ندارد.
مسئله صورت نوعیه
مطلب دیگر در مورد یکی از مسائل مهم در فلسفه قدیم به نام «صورت نوعیه» است که در فلسفه جدید به نحوی نفی و رد شد ولی باز نظریاتی برای اثبات آن پیدا شد اما به هر حال بحثی فلسفی است و بحثی علمی نیست که در لابراتوارها بخواهند آن را اثبات کنند.
بسیاری از مسائل منطق و فلسفه قدیم مبتنی بر قبول صور نوعیه است. مثلًا در منطق در باب کلیات خمس از جنس و نوع و فصل سخن میگوییم و اشیاء را تنویع کرده میگوییم انسان یک نوع است و از خود یک ماهیتی دارد و گوسفند نوع دیگری از حیوان است و این دو ماهیت با هم فرق دارند ولی در جزء ماهیت شریکند. ممکن است کسی بگوید انواع یعنی چه؟ اینها انواع نیستند. از کجا میدانیم که همه این اشیائی که ما