درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - ایرادهای فخر رازی بر برهان چهارم
یکدیگر اشتراک داشته باشند، نه اینکه بعضی از اجسام نوعی از حرکت را داشته باشند که جسم دیگر ندارد و وضعیت حرکتشان با یکدیگر اختلاف داشته باشد. فخر رازی همین را هم مورد ایراد قرار داد. اول جسم را به سه خصوصیت مقدار، صورت جسمیه و ماده تحلیل کرد و بعد دو امر مسلّم میان فلاسفه در باب جسم را مورد اشکال قرار داد، طبق همان خصلتی که دارد که زیر بار اصول مسلّم هم نمیرود.
یکی از دو امر مسلّم که همه فلاسفه در مورد آن وحدت نظر دارند این است که صورت جسمیه در همه اجسام واحد است. مقصود از صورت جسمیه این است که همه اجسام با همه اختلافات نوعیای که دارند (انواع جمادها، انواع نباتها و انواع حیوانها) در این جهت مشترک هستند که دارای یک جرم هستند، دارای یک جوهر جرمانی هستند که به موجب آن جوهر جرمانی قابلیت ابعاد سه گانه دارند، که صفت «قابلیت ابعاد سه گانه» از این خصوصیت ناشی میشود. جسم را اینطور تعریف میکنند:«جوهرٌ یمکن ان یفرض فیه خطوط ثلاثة متقاطعة علی زوایا قوائم». در این جهت هیچ کس بحث ندارد که ملاک جسمیت این است. اگر میگوییم انسان جسم است، یعنی انسان دارای یک جوهر جرمانی است که به موجب آن جوهر جرمانی دارای ابعاد سه گانه است. به درخت هم که میگوییم جسم است، یعنی همین که در انسان هست در درخت هم هست. همه چیزهایی که ما در عالم طبیعت جسم مینامیم در این جهت با یکدیگر اشتراک دارند.
ایرادهای فخر رازی بر برهان چهارم
یکی از ایرادات فخر رازی این بود که از کجا میگویید که جسمیت مشترکهای در میان همه اجسام وجود دارد؟ ممکن است این خصلتِ قابلیت ابعاد سه گانه، این خصلت واحد که در همه جا واحد است ناشی از چیزهای متعددی باشد. مثلًا ممکن است آن امری که در انسان منشأ قابلیت ابعاد سه گانه است یک چیز باشد و آن امری که در درخت منشأ قابلیت ابعاد سه گانه است چیز دیگری باشد. بعد هم گفت که من آن اصل را اساساً قبول ندارم که ملزوم واحد باید در همه جا لازم واحد داشته باشد.
فخر رازی در ادامه میگوید به فرض قبول کنیم که جسمیت در همه اجسام مشترک است؛ چرا اگر حرکت جسم، لذاته باشد باید همه اجسام یک جور حرکت داشته باشند؟ میگوید من ماده نقض برای حرف شما دارم و آن ماده نقض در مورد چیزی است که آن را فلک مینامید. فلک جسم است و در عین حال یک سلسله لوازم دارد که این لوازم از