درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - تأملی در عنوان فصل
به محرک نیست بلکه بگوییم چه مانعی دارد که همان متحرک، خود، محرک هم باشد و در واقع حرکت نیازمند به محرکی مغایر با متحرک نیست. شیء واحد در آنِ واحد خود محرک خود است، خود به وجود آورنده حرکت خود است. در تعبیر اول معنای نظریه مقابل نظریه ارسطو این است که حرکت نیازمند به موجد نیست، نیازمند به علت نیست، اما در تعبیر دوم نمیگوییم حرکت نیازمند به موجد و علت نیست، بلکه میگوییم همان که حرکت را میپذیرد و قبول میکند خود، موجد حرکت خود است.
علمای ما آنجا که میخواهند نظریه مقابل نظریه ارسطو را رد کنند به هر دو جهت میپردازند، منتها این دو جهت چنان در یکدیگر ادغام شده است که انسان کمتر توجه میکند که با دو نظریه مقابل روبروست. شاید هم در آن زمانها نظریه مقابل به تعبیر اول مطرح نبوده است ولی به هرحال علمای ما مطلب را به گونهای بیان کردهاند که هر دو نظریه مقابل رد میشود ولی بیشتر به نظریه دوم پرداختهاند؛ یعنی نظریهای که نمیگوید حرکت نیازمند به موجد نیست، بلکه میگوید چه مانعی دارد که شیء، خودْ موجد حرکت خود باشد، که البته رد کردن این نظریه از رد کردن نظریه مقابل اول دشوارتر است.
تأملی در عنوان فصل
عنوان این فصل که فصل سیزدهم است، این است:«فی دفع شکوک اوردت علی قاعدة کون کل متحرک له محرک». ظاهر این عنوان این است که در این فصل فقط دفع شبهات میشود. البته در این فصل دفع شبهات میشود ولی ابتدا براهینی که بر این قاعده اقامه شده است ذکر میشود و بعد دفع شبهات میشود که اگر مرحوم آخوند عنوان فصل را اینطور قرار میداد که «فی ذکر الحجج التی اقاموها علی اثبات کون کل متحرک له محرک و دفع الشُبَه عنها» بیشتر حاکی مطالب فصل بود.
مطلب دیگر اینکه عنوان فصل این است که «فی دفع شکوک اوردت علی قاعدة کون کل متحرک له محرک». ظاهر این عنوان این است که بحث در اطراف آن نظریه اول است یعنی اینکه آیا حرکت نیاز به موجد دارد یا ندارد و حال اینکه بعد میبینیم که بیشتر تکیه روی نظریه دوم است که نمیگوید حرکت موجد ندارد بلکه میگوید همان حرکت پذیر، همان متحرک، خودْ موجد حرکت خود است. اگر کلمهای را مرحوم آخوند اضافه کرده بود و گفته بود «فی دفع شکوک اوردت علی قاعدة کون کل متحرک له محرک غیره»، با مسائل فصل منطبقتر بود.