بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٤٥ - ساموئل هانتينگتون(١)
انقلاب ايران در سال ١٩٧٩ ميلادى، يك حالت شبه جنگ بين تمدنى ميان اسلام و غرب به وجود آمد. پيش تر آيت الله خمينى(رحمه الله) به درستى اعلام كرد كه: «ايران بطور مؤثرى با آمريكا در حال جنگ است» و قذافى بارها عليه غرب اعلام جهاد كرده است. مشكل اصلى غرب بنيادگرايى اسلامى نيست، بلكه خود اسلام است. مشكل اسلام هم سازمان سيا يا وزارت دفاع آمريكا نيست بلكه خود غرب است.
وى مى گويد: آينده ى غرب و نفوذ آن بر جامعه هاى ديگر تا حدود زيادى بستگى دارد به اين كه غرب در برخورد با مشكلات اخلاقى كه به برترى اخلاقى مسلمانان و آسيايى ها منجر شده است تا چه حد موفق باشد. كم رنگ شدن اعتقادات دينى در بلند مدت تهديدى است كه سلامت تمدن غربى با آن مواجه است.
هانتينگتون مى گويد: فيلسوف ژاپنى تاكشى اومها معتقد است شكست مطلق ماركسيسم و فروپاشى كامل اتحاد شوروى نشانه هاى اوليه ى سقوط ليبراليسم غربى است كه جريان حاكم بر مدرنيت تلقى مى شود. ليبراليسم نه تنها جايگزين ماركسيسم و ديگر ايدئولوژى هاى مسلط در پايان تاريخ نخواهد شد، بلكه ايدئولوژى بعدى است كه سقوط خواهد كرد.
هانتينگتون براين باور است كه واقعيت يك جهان چند تمدنى اين ضرورت را به وجود مى آورد كه ناتو به شكلى گسترش يابد كه كشورهاى غربى را هم كه مايل به پيوستن به آن هستند دربر گيرد و حتى شامل كشورهايى شود كه با يكديگر دشمن هستند و با اعضاى ديگر ناتو هيچ گونه تشابهى ندارند. پيمان مربوط به موشك هاى ضدبالستيك كه براى پاسخ گويى به نيازهاى دوران جنگ سرد طراحى شده بود، مى تواند آمريكا و كشورهاى ديگر را در دفاع از خود در برابر تهديدهاى اتمى غير قابل پيش بينى، حركت هاى تروريستى و ديكتاتورى غير منطقى كشورهاى ديگر محدود كند.
وى مى گويد: در جهان برخوردهاى قوى و رويارويى هاى تمدنى، اعتقاد