بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٣٦ - ١ ـ سوشيانت
شكست و جهان را از آلودگى پاك خواهد كرد. به اين ترتيب، راه براى زاده شدن «اوخشيَت اِرِتَ» ( اوشيدَر يا هوشيدَر)، نخستين تن از سه پسر رهايى بخش زرتشت هموار مى شود[١]. هوشيدر سپاهى نيرومند بر گرد خود فراز مى آورد و در نبردى سهمگين تبهكاران را درهم مى شكند و دين زرتشت را دوباره زنده مى كند. هزاره ى يازدهم، دوره ى «اوخشيَت نِمَهْ) دوّمين رهايى بخش است. در اين هزاره، ديو مَلْكوش در اوستا: مَهْركوسَ [٢] ظاهر مى شود و طوفان سهمگينى از تگرگ و برف پديد مى آورد كه همه ى آفريدگان را نابود مى سازد. مردم و جانورانى كه به دژ (وَر) جمشيد[٣] پناه جسته بودند از گزندِ ملكوش در امان مى مانند و بار ديگر جهان را از آدمى و جانور پُر مى سازند. امّا به واسطه ى گسترش تبهكارى و كژآيينى ها، باز اهريمن نيرو مى گيرد و اژى دهاك را كه فريدون در كوه دماوند در بندش كرده بود، برمى انگيزد تا از جهانيان كين خواهى كند. اهوره مزدا نيز به يارى ايزدان، گرشاسپِ دلاور[٤] ـ و شمارى از پهلوانان از جمله كيخسرو وتوس و گيو ـ را از خواب و بى خودى بيدار مى كند. در نبردى كه اين چنين در مى گيرد، گرشاسپ با گرز
[١]ـ زايِش هر سه سوشيانت از يك الگو تبعيت مى كند: مادران آن ها در آب درياى كيانسيه به هنگام تن شويى، از نطفه ى زرتشت ـ كه در آن آب و توسط فروشى ٩٩٩٩٩ انسان درست كار محفوظ مانده بود ـ باردار مى شوند.
[٢]asukrhaM
[٣]ـ وَرِ جمشيد يا وَرِ جَمكَرد، نام قلعه اى زيرزمينى است كه جمشيد آن را به فرمان اهوره مزدا ساخت تا در زمستانى كه ديوِ مَهركوسَ پديد خواهد آورد، پناهگاه مردمان و جانداران باشد. (ر . ك: ويديو داد، فرگرد٢)
[٤]ـ گرشاسپ يا كِرِساسْپَ، به معنى دارنده ى اسب لاغر، پهلوان اصلى اوستا است كه شمارِ زيادى از ديوان و اژدهايان را از پا درآورده آورده است. در واقع در اوستا نشانى از رستم به دست نمى آيد و همه ى پهلوانى ها توسط گرشاسپ انجام مى گردد. اين امر، موضوع تحقيقى پردامنه است و به چگونگى افتراق ميان تاريخ ملّى و دينى ايرانيان بازمى گردد.